این خود نشان از همکاری با گردن کلفت ترین دزدان در همه جای جهان از آن میان، کلان دزدان گروهبندی های فرمانروا بر ایران داشته١ و پوشالی بودن چنان راهبست (تحریم) هایی را به نمایش می نهد که بویژه از سوی رژیم های سرمایه داری امپریالیستی پی گرفته می شود.٢
ب. الف. بزرگمهر پنجم شهریور ماه ١۴٠۵
پی نوشت:
١ ـ تحریم شرکت تجاری مستقر در سنگاپور وابسته به پسر علی شمخانی توسط وزارت خزانهداری آمریکا
وزارت خزانهداری ایالات متحده روز دوشنبه در بیانیهای خبر داد که در چارچوب گسترش تحریمهای مالی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی، یک شرکت تجاری وابسته به محمدحسین شمخانی، پسر دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ایران، را نیز تحریم میکند.
شرکت تجاری «وِلبرِد کَپیتال» مستقر در سنگاپور و دارای شعبههایی در دبی و سوئیس به طور تخصصی در حوزه تجارت نفت و گاز مایع و دیگر محصولات پتروشیمی فعالیت میکند. فعالیت شرکتهای وابسته به خانواده شمخانی و به طور اخص پسر او نیز به طور عمده در همین زمینه بوده است.
آن طور که در بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا آمده است، محمدحسین شمخانی شرکت ولبرد را به طور کلی خارج از دامنه شبکه تجاری خود در ایران تأسیس کرده، اما مسئولیت نهایی فعالیتهای این شرکت با اوست.
ایالات متحده در تابستان سال گذشته هم پسر علی شمخانی را تحریم کرد و در همان زمان گفت که او شبکه گستردهای از کشتیهای کانتینری و نفتکشها را از طریق شبکهای پیچیده از واسطهها کنترل میکند که نفت و سایر کالاهای ایران و روسیه را به سراسر جهان میفرستد.
آمریکا سپس در تیرماه سال جاری بار دیگر تحریمهای خود علیه «شبکه» محمدحسین شمخانی، فرزند مقام امنیتی سابق جمهوری اسلامی، را به عنوان «عامل کلیدی» پشت صادرات نفت ایران گسترش داد.
این تحریم تازه علیه شرکت ولبرد در چارچوب کارزار جدید فشار علیه ایران اعمال میشود که قرار است اقتصاد جمهوری اسلامی را از منابع حیاتی خود محروم کند.
برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» سوم شهریور ماه ١۴٠۵ (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم. ب. الف. بزرگمهر)
٢ ـ بیش از این کاری از دست مان ساخته نیست؛ وی [علی انصاری] سرمایه ی هنگفتی در بانک های ما اندوخته و مال و منال فراوان اینجا و آنجای کشورهای باختر زمین چال کرده یا بکار انداخته که در رژیم های سرمایه داری فرمانروا چیزی سپندینه تر از آن نبوده و نیست؛ بگونه ای که من با همه ی پشتوانه ای که از أن برخوردارم نیز نمی توانم کوچک ترین دستبردی به آن ها بزنم؛ مگر آنکه رژیم کلان دزدانِ جمهوری اسلامی از هم پاشیده، نیست و نابود شود تا بتوانیم بهانه ای دادگاه پسند برای آن بیابیم یا بتراشیم.
برگرفته از یادداشتِ «بیش از این کاری از دست مان ساخته نیست ...» ب. الف. بزرگمهر ٢٠ تیر ماه ١۴٠۵