«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

پسر! شترت را کجا پارک کردی؟ ـ بازپخشش

پسر! شترت را کجا پارک کردی؟ توی پارکینگ خودرو که نمی شود؛ این جاپونی ها با آنکه خورد و خوراک شان بهتر شده و قد کشیده اند، پارکینگ های شان همچنان کوتاه است. گردنش را هم که نمی شود، بُرید؛ دیگر راه نمی رود. می افتد، می میرد و خرج روی دستت می گذارد؛ ولی تو که شکر خدا چون ریگ های بیابان پول مول داری. راستی! این ها ارّه برقی های خوبی دارند. می توانی همینجا که هستی، سپارش بدهی؛ گرچه، اینجا بدستت نمی دهند؛ یکراست می فرستند به کشورت. اینجا کسی الله و این چیزها را نمی شناسد که به درگاهش گناهی کرده باشد؛ جایی برای ارّه کشی و تیشه یده، ارّه بگیر هم نیست ...

ب. الف. بزرگمهر   هشتم تیر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/06/blog-post_248.html

زیرنویس تصویر:

نشست «گروه بیست» در ژاپن

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!