سخنی
کوتاه با طبقه کارگر بویژه کارآمدترین و پیشروترین بخش آن درباره ی منگنه ی فشاری
که در آن گیر افتاده اند:
ساده پنداری
و حتا خام اندیشی است که آوازه گری های امپریالیست های یانکی درباره ی چند و چون و
چگونگی آزاد نمودن دو هوانورد که گویی ناگهانی و بی هیچ زمینه چینی رخ داده را
بباوریم؛ شیوه های کارکرد گروه نه چندان کوچکی که به هواپیمای سخت رسان نیز ساز و
برگ یافته بودند، نشاندهنده ی برنامه ریزی گسترده و زمانبری است که می تواند از
چارچوب این یا آن دَم و دستگاه دیوانسالاری «یانکی» ها فراتر رَوَد١ و از دید من که پیش تر نیز به آن اشاره نموده
بودم،٢ نمونه ای از آن را
گواهیم که کارکشته ترین نیروهای هوابرد، «تفنگداران دریایی» و آبی ـ خاکی سپاهیان «یانکی»
به آن فراخوانده شده اند. درباره ی نابود کردن آبخست خارک نیز دروغ می گویند؛ به
چنین تبهکاری نه تنها دست نخواهند یازید که بسان چنگ اندازی به ونزوئلا برای از
آنِ خود نمودن و فروش در بازارهای سخت نیازمند نفت دندان تیز کرده اند؛ کاری نه
چندان ساده و شدنی که در این یادداشت کوتاه به آن نپرداخته ام. آنچه برجسته است،
روشنگری در میان توده های کارگر و زحمتکشان پیرامون آن درباره ی نخشه های خوب
ساخته و پرداخته شده در تکه تکه نمودن ایران زمین و گسست پیوندهای تاریخی خلق های
باشنده ی آن بر بنیاد ملی گرایی و جا زدن آن چون میهن دوستی است. می دانید که گسترش
آگاهی نه به شیوه ی آوازه گری که بگونه ای دانشورانه در میان توده های کارگر بخودی
خود پدیدآورنده ی نیروست؛ و بگمان من باید کار را بر این پایه نهاد و به پیش برد.
ما باید روز و روزگار کنونی را با همه ی دشواری های آن، چون بختی بدیده بگیریم که
شاید زین پس هیچگاه پدید نیاید.
نباید در
دام سیاست های ملی گرایانه بویژه بدترین نمونه ی آن: «ملی
گرایی آمیخته به کیش و آیین اسلام»٣ افتاد و ناخواسته به آن دامن
زد؛ رژیم پلید دزدان اسلام پیشه، باری دیگر و این بار که راه پس و پیش ندارد، آن
را بریش گرفته و سرنوشت ایران را باز هم بیش تر به سرنوشت نافرجام خود گره خواهد
زد.۴
این یادداشت نه چندان دربرگیرنده و نارسا را در آستانه ی یورش «یانکی» ها به میهن بلا گرفته مان با شتابی درخور نوشته و امیدوارم جنگ در گیر نشود؛ می دانید که برای این نابکارترین دزدان همچنان فرمانروا بر میهن ارژمندمان که بسیاری از آنها در همدستی با امپریالیست ها تبهکاری های شان را پی گرفته و می گیرند، بود و نبود ایران از جداگانگی چندانی برخوردار نبوده و به ایران زمین چون جایی برای چاپیدن و شیره ی جان مردم را کشیدن نگاه کرده و می کنند.
ب. الف. بزرگمهر ١٨ فروردین ماه ١۴٠۵
پی نوشت:
https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/12/blog-post.html
٢ ـ بنگرید به یادداشتِ «گمانه ی پیاده نمودن نیرو از سوی «یانکی» ها در خاک ایران بیش از پیش نیرو می گیرد» ب. الف. بزرگمهر ١۴ اسپند ماه ١۴٠۴
https://www.behzadbozorgmehr.com/2026/03/blog-post_5.html
٣ ـ «در دام سیاست های ملی گرایانه نیفتیم!» ب. الف. بزرگمهر ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۸
https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/10/blog-post_5.html
۴ ـ «اگر شما، دانسته و آگاهانه، می خواهید هستی ننگین و سرنوشت رژیم تبهکار خرموش های اسلام پیشه را به سرنوشت ایران و ایرانی گره بزنید. همه ی نیروهای آگاه، پیشرو و انقلابی ایران، درست واژگون آن، خواهان گسستن بند بند گره های سخت فرسوده و زهوار در رفته ای هستند که این تبهکارترین رژیم تاریخ ایران همچنان به آن ها بند است و کوشش جانکاهی بخرج می دهد تا پشتوانه ی اجتماعی بیش تری برای خود فراهم نماید.»
برگرفته از یادداشتِ «جداگانگی سترگی است میان ایران و توده های مردم آن با رژیم خرموش های اسلام پیشه» ب. الف. بزرگمهر ۲۳ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸
https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/05/blog-post_67.html