«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ مهر ۲۴, جمعه

خود همین گفته ها گواه آشکاری از تبهکاری هایی است که در برابر آن نباید خاموش ماند

چمبرلین ها و دالادیه های دوره ی کنونی! شتری که دنبال کونش با غُر و لُند راه می پیمایید، باری دیگر نخست جلوی خانه های خودتان زانو زده، خواهر مادرتان را خواهد گایید.

اگر سایر گند و گه کاری هایت از دوره ی نخست گماشته شدن تاکنون را نادیده بگیریم، خود همین گفته ها١ گواه آشکاری از تبهکاری های دادگاه پسندی است که چنانچه سایر جک و جانورانِ آنچه «جامعه جهانی» نام گرفته، جویی خِرَد در سر داشته و آنچه «دالادیه»، «چمبرلین» و دنباله روهای شان به انجام رسانده و زمینه ی گسترش نازیسم و فاشیسم را برای چنگ اندازی به «جمهوری چِکسلواکی» و سایر کشورهای اروپای باختری در بزرگ خشکی اروپا فراهم ننموده و این نیروهای اهریمنی را بسوی «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» تازه رها شده از جنگ و ستیز سال ها گرانبار شده به آن کشور٢ کیش نمی دادند، زمینه ای برای چنان گسترش شتابنده ای برجای نمی ماند.

چنانچه آن ها اندکی بیش از نوک دماغ شان را می توانستند ببینند، دستکم به آینده ی خویش می اندیشیدند و درمی یافتند که آن «شتر»، پیش از یورش به نخستین کشور زحمتکشان جهان، جلوی خانه های خودشان زانو زده، خواهر مادرشان را خواهد گایید.

چمبرلین ها و دالادیه های دوره ی کنونی بنا بر سرشت طبقاتی خود با کوته بینی های بسی بیش از آن دوره، پا در جای پای پیشینیان خود نهاده و به همان سو روانند که آن ها پیش تر پیموده و بلای بزرگ «جنگ جهانی دوم» با بیش از ۵٠ میلیون جان باخته از آن میان، استوارترین و دلاورترین فرزندانِ «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» را بر سر اروپا و پیرامون آن آوار نمودند.

ب. الف. بزرگمهر  ٢٣ مهر ماه ١۴٠۵

پی نوشت:

١ ـ پرزیدنت ترامپ: مانع دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای شدیم اما نوبل صلح را به من و آمریکا ندادند

پرزیدنت دونالد ترامپ با اشاره به نقش خود در پایان دادن به هشت جنگ، آزادی گروگان‌های اسرائیلی، و جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای، از اعطا نشدن جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۶ به خود یا ایالات متحده آمریکا انتقاد کرد.

پرزیدنت ترامپ روز شنبه ۱۸ مهر، در پیامی در شبکه اجتماعی تروت سوشال نوشت: «من به هشت جنگ پایان دادم، به پایان دادن یا حل‌وفصل دو جنگ دیگر نزدیک هستم و همه گروگان‌های اسرائیلی، از جمله ۲۸ نفر آخر، چه زنده و چه جان‌باخته، را بازگرداندم.»

رئیس جمهوری آمریکا افزود که در نتیجه اقدامات او، صدها گروگان از کشورهای مختلف جهان آزاد شده و به کشورهای خود بازگشته‌اند.

پرزیدنت ترامپ همچنین به عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا اشاره کرد و گفت: «در جنگی در ونزوئلا پیروز شدم و دیکتاتور خشنی را که با بی‌رحمی بر آن کشور حکومت می‌کرد، دستگیر کردم.»

او در ادامه تأکید کرد که از دستیابی جمهوری اسلامی، که آن را «بزرگ‌ترین کشور حامی تروریسم حکومتی» توصیف کرد، به سلاح هسته‌ای جلوگیری کرده است.

پرزیدنت ترامپ پس از برشمردن این اقدامات نوشت: «با وجود همه این‌ها، نه من و نه ایالات متحده آمریکا جایزه صلح نوبل را دریافت نکردیم. عجب!»

این پیام یک روز پس از آن منتشر شد که کمیته نوبل نروژ، روز جمعه ۱۷ مهر، ناوی پیلای، حقوق‌دان اهل آفریقای جنوبی و کمیسر عالی پیشین حقوق بشر سازمان ملل متحد، را به‌عنوان برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۶ معرفی کرد. بر اساس بیانیه رسمی کمیته نوبل، این جایزه به پاس تلاش‌های چند دهه‌ای پیلای برای پیشبرد صلح، حقوق بشر و حقوق بین‌الملل به او تعلق گرفته است.

پرزیدنت ترامپ روز جمعه نیز در جریان یک گردهمایی سیاسی در سیراکیوز ایالت نیویورک، از تصمیم کمیته نوبل انتقاد کرده و با اشاره به نقش خود در حل‌وفصل مناقشات بین‌المللی، تأکید کرده بود که شایسته دریافت این جایزه است. علاوه بر این شب گذشته نیز پرزیدنت ترامپ در پیامی مشابه تصمیم کمیته صلح نوبل را به شدت نقد کرده بود.

رئیس جمهوری آمریکا پیش‌تر نیز بارها گفته است که دولت او در پایان دادن به هشت جنگ نقش داشته و تلاش‌های دیپلماتیک ایالات متحده جان میلیون‌ها نفر را نجات داده است.

پرزیدنت ترامپ در پیام تازه خود بار دیگر بر دستاوردهای سیاست خارجی و نظامی دولتش تأکید کرد و پرسش خود درباره دلیل اعطا نشدن جایزه صلح نوبل به آمریکا را مطرح کرد.

برگرفته از «نوای یانکی ها»  ١٨ مهر ماه ١۴٠۵ (با آنکه بخشی از این گزارش به خودنمایی های ریشخندآمیزِ آمیخته به دروغِ این مشنگ چاچول زبان پرداخته، دانسته از زدودن آن خودداری ورزیده ام.  ب. الف. بزرگمهر)

٢ ـ «... در دوره ی آغاز انقلاب سترگ و دورانساز اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه شوروی و سپس اتحاد جمهوری های سوسیالیستی شوروی هم به دلیل جنگ داخلی با نیروهای ضدانقلابی تزاری و پس از آن چنگ اندازی بیگانه، بگونه ای عمده کشورهای امپریالیستی، در دوره ای ناچار به جیره بندی کالاهای بنیادی و کاربرد کوپن بودند؛ ولی سرانجام از زیر آوار سهمگین این یورش های ناجوانمردانه بیرون آمدند و اقتصاد در آن کشور نیز روال عادی خود را گام بگام بازیافت؛ ولی نخستین کشور زحمتکشان جهان را پس از آن درگیر جنگ جهانی دوم کردند و «نازی» ها و هیتلر را به آن سو کیش کردند. شاید بپرسید، چه کسانی؟ همان سران کشورهای امپریالیستیِ فرانسه و انگلیس و سایرین (چمبرلین، دالادیه و دیگران) که برای هیتلر تا پیش از یورش به خاک فرانسه در رسانه های شان هورا می کشیدند و سرمایه داران بزرگ شان پول های هنگفتی برای هیتلر می فرستادند.»

برگرفته از نوشتار «نخستین گام در برونرفت از شرایط ناگوار کنونی، سرنگونی رژیم تبهکار ایران است» در پیوند زیر:

ب. الف. بزرگمهر   نهم دی ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/12/blog-post_6364.html

...  و همچنین:

«... هنگامیکه اوضاع ناگوار می شود و بیم تظاهرات میلیونی مردم در اروپا به میان می آید ... و پشت سرِ آن هم روشن نیست که با چه اوضاعی درگیر شویم، ناچاریم به همان ریسک هایی تن در دهیم که سیاستمداران گذشته به آن ها تن دادند. این بار، اوضاع بیگمان با آن دوره تفاوت می کند و ما نیازمند سوژه هایی تازه هستیم ... باز هم بر این نکته پا می فشارم که این بهترین کیش و آیین برای به انجام رساندن نقشه های ماست؛ بگذار در دل رهبران شان نیز قند آب شود و دلخوش شوند که اسلام را به همه جا گسترش داده اند. ما به آن ها کمک می کنیم و بدست آن ها جنبش های خطرناک پیش رو را پیش از آنکه سر برآورند، تکه تکه می کنیم و رنگی دیگر به آن می دهیم؛ رنگی کم و بیش بسان جنگ های ۲۰۰ ساله ی چلیپا (جنگ های صلیبی). از هم اکنون نیز نمی شود همه ی سناریوها و امکانات آینده را دید و درباره اش سخن گفت. مهم آن است که اوضاع و ریسک هایی که پیش می آید را خوب مدیریت کنیم. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که ما چون گذشته از امکان کیش دادن سگ ها به روسیه، بالکان و کشورهای آسیای مرکزی و حتا دورتر تا چین برخورداریم. ما چاره ای جز دست زدن به چنین ریسک هایی نداریم و تنها باید بکوشیم تا کار را حساب شده به پیش بریم.»

از زبان «بزرگ ارباب سرمایه آمریکایی» به همپالکی اروپایی اش در گفت و گپی پندارآمیز:

ب. الف. بزرگمهر    دوم دی ماه ۱۳۹۳ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/12/blog-post_480.html

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!