«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ بهمن ۲۷, شنبه

چاره جویی زمینی؛ نه واگذاشتن به آسمان! ـ بازپخشش

با توکّل زانوی اُشتر ببند!

گفت پیغمبر به آواز بلند        با توکّل زانوی اُشتر ببند! (مولوی)

... داستان شتر پیامبر، هنگامی که در بیابان گم شده بود؛ و چون رسول از شتربان خود پرسید:
«چرا زانوی شتر را نبسته است؟» پاسخ شنید:
«به خدا توکّل کردم!»

آنگاه، رسول شتربان را گفت:
«از این پس، نخست زانوی شتر را ببند و آنگاه توکّل کن! (اَعقِل و توکّل!

برگرفته از «کتاب کوچه»، حرف الف. دفتر دوم، زنده یاد احمد شاملو، چاپ دوم، تابستان ۱۹۹۵ (با اندک ویرایش و پیرایش درخور از اینجانب؛ عنوان نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)


پی نوشت:

می بینی آقا بیشعور؟! حتا از پیامبرت هم چیزی نیاموختی!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ امرداد ماه ۱۳۹۵

زیرنویس تصویر:

بعله! وگرنه، می روم آنجا که عرب نی انداخت؛ تو بدو، شتر بدو ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ آذر ماه ۱۳۹۷

گفت پیغمبر به آواز بلند        با توکّل زانوی اُشتر ببند!

مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!