«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ بهمن ۲۹, دوشنبه

فراواژه ای نادرست، گول زننده و پرکاربرد

همه جا از «بهره وری های (منافع) ملی» سخن می گویند:
فراواژه ای (عبارتی) نادرست، گول زننده و پرکاربرد که بویژه با گسترش هرچه فزاینده تر «گلوبالیسم سرمایه داری»، هم بر کاربرد آن افزوده شده و هم همچشمی ها و تنش های سیاسی میان گروهبندی های کلان و کلان تر سرمایه داران را در گستره ی جهانی گسترش داده است؛ همچشمی هایی یادآور شاخ به شاخ شدن جانورانی چون غوچ های کوهی، گاوها و گاومیش ها با یکدیگر و در کنارشان شاخ و شانه کشیدن های جانوران ریز و درشت دیگر:
«منافع ملی روسیه نباید نادیده گرفته شود»، «چنانچه منافع ملی چین را زیر پا نهید و کاسه بشقاب های مان را نخرید، همه ی آن ها را روی سرتان خرد می کنیم»، «برای دستیابی به منافع ملی ایالات متحد باید هر شاخی را بشکنیم و بگاه بایسته جهان را نابود کنیم»، «آرمان ما به همین ꞌبرجامꞌ وصل است که جان و مال و ناموس و بی ناموسی مان هم در گرو پابرجایی آن است. ꞌبرجامꞌ که نباشد؛ منافعی نیز در کار نیست. منافع هم نباشد، یعنی ما باید گورمان را گم کنیم.»* فراواژه ای پوششی برای پنهان نگاه داشتن سرشت آن که با بهره وری های توده های مردم جهان و در کانون آن: «طبقه کارگر» در رویارویی است. چون نمونه ای روشن در «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» با همه ی کاستی ها و نارسایی هایی که بدرازای زمان به آن دچار شد و ناگفته نماند که انگولک ها و زمینه چینی های استادانه ی کشورهای بزرگ سرمایه داری در آن ها نخشی بسزا داشت، سخن از «بهره وری های ملی» در کار نبود و حتا تا چند سالی پیش از فروپاشی آن در کودتای آن سه بیشرم** هیچگاه از چارچوب «کارگرهمبستگی جهانی» (انترناسیونالیسم) و کمک یه جنبش ها و پشتیبانی از کشورهای ستمدیده فراتر نرفت.

برپا، زنده و پایدار باد همبستگی همه ی خلق ها و ملت های جهان در راه دستیابی به هازمانی آدموار بی هیچگونه بهره کشی آدمی از یکدیگر!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۳

پی نوشت:

* برگرفته از یادداشتِ «با ꞌبرجامꞌ به خواب می رویم و با آن بیدار می شویم ...» ب. الف. بزرگمهر   ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/10/blog-post_89.html

** با انگیزش و پیشگامی «بوریس یلتسین»، گفتگوهای پنهانی با مهترهای جمهوری «روسیه سپید» (بلاروس) و اوکراین آغازید. هفتم دسامبر ۱۹۹۱ زیر فرنام ساختگی «آمایش گاز روسیه» این سه تن در روستایی دوردست گرد آمدند و روز پس از آن بی هیچ پرداختن به چند و چون همداستانی شان با یکدیگر، پدیداری ساختاری با فرنام «کشورهای همسود» یا بزبان پارسی تازی گزیده: «کشورهای مشترک المنافع» («Commonwealth of Independent State») که پیش تر دستینه نموده بودند را بجای «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» به آگاهی رسانه ها رساندند.

برگرفته از پیش نویس یادداشتی نیمه کاره از چندی پیش به این سو که چنانچه بخت یار باشد، آن را به پایان رسانده و در این تارنگاشت خواهم گنجاند.  ب. الف. بزرگمهر  ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۳

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!