«من نمیام با تو ... هر علطی دلت می خواد برو بکن» از گفته های «ملیجک چاچولباز نظام» در پاسخ به لات بی همه چیز «یانکی» که از سر ناچاری از این تارنگاشتِ وابسته به «سرتنت خواهان» برداشتم.
پاسخ لات بی همه چیز «یانکی» یه ملیجک چاچولباز نظام:
من لات هستم؛ ولی نه از آنگونه لات هایی که مولانا جلال الدین محمد بلخی شما چیزی درباره ی آن
سروده است؛۱ من جداگانگیِ میان پس
و پیش سرم می شود؛ از آن گذشته، نمی خواهم تو که آنجا کاره ای نیستی را گفتگو کنم؛۲ با خداوندت، آن شیر ژیان که کسی دل آن را
ندارد با دُمش بازی کند، کار دارم. به او از سوی من بگو:
یک تُکِ پا اینجا بیاید؛ بدهد و برگردد؛۳ همین و نه خدای ناکرده چیزی بیش از آن
ب. الف. بزرگمهر ۲۲ اسپند ماه ۱۴۰۳
پی نوشت:
۱ ـ کون دِهی را لوطی یی در خانه برد
سرنگون افکندش و در وی فشرد
در میانش خنجری دید آن لعین
پس بگفتش: بر میانت چیست این؟
گفت آن که با من ار یک بدمنش
بد بیندیشــد
بِدَرَّم اشکمش
گفت لوطی: حمدُ لله را که من
بد نیندیشیده ام با تو به فن
مَثنَوی مولانا جلال الدین محمد بلخی
۲ ـ «گمان بد نبرید! این شیوه ی نگارش که در آن بجای ”مفعول باواسطه“ (به عنوان نمونه با پادرمیانی سلطان عّمّان!)، ”مفعول بی واسطه“ (آورد و بُردِ بی واسطه با ”شیطان بزرگ“ و گاه گداری همدستانش!)، بکار رفته، در پارسی سده های میانی ایران کاربرد بسیاری داشته است! اکنون که مردم ایران را به همان سو می کشانند و می خواهند فرهنگ آن هنگام را با کمی عربی و انگلیسی بیش تر به خوردمان بدهند، زبان پارسی هم به عنوان بخشی از فرهنگ، خواه ناخواه، چنین سمت و سویی می یابد! شاید، کمی شتاب ورزیده ام؛ ولی خواستم یکی از پیشگامان حرکت فرهنگی تازه باشم و فرموده ی ”آقا“ را در این زمینه به اجرا درآورم!» برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «هم سیلی به گوش و بناگوش تان می نوازیم و هم شما را گفتگو می کنیم»، ب. الف. بزرگمهر ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۳
https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/04/blog-post_14.html
۳ ـ بنگرید به یادداشتِ کوتاهِ «بیا! بده! برو!» ب. الف. بزرگمهر ۲۹ خرداد ماه ۱۳۹۸
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر