ای آقای من! چگونه می توانستم دعوتش را رد كنم؟ ـ بازپخشش
مردی كسی را دید كه با كنیز او جمع آمده است. كنیزك را
گفت:
چرا چنین كردی؟
گفت: ای آقای من! او مرا به سرت قسم داد كه با من درآمیزد
و تو از محبت من به خود آگاهی؛ چگونه می توانستم دعوتش را رد كنم؟
جاودانه عُبید زاکانی
https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/12/blog-post_416.html
برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید! از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!
درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر