«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ اسفند ۱۴, سه‌شنبه

یادآور خانه از پای بست ویران است، خواجه در بند نخش ایوان است

بهانه جویی و بند کردن به ریز و شپش واماندگی های بزرگ و درازمدتی یادآور «خانه از پای بست ویران است، خواجه در بند نخش ایوان است.»۱

ملیجک شنیده ای «ماهی از سر  گنده گردد، نِی زِ دُم». چنانچه دُم ماهی گندیده باشد، مانند همه ی آن نکته های درستی که از آن ها یاد کرده ای۲ و نیازی به نزدیک به ۵۰ سال زمان برای بهبودشان نبود، نشان می دهد که از گندیدن سَر و بدنِ ماهی زمان درازی گذشته و نمی توان آن را بخورد دیگران داد. دانسته اینگونه نوشته ام؛ چون می دانم که نه تو چاچولباز آن را خواهی خورد؛ نه «بصیرت العظما»ی نابکار و دَبنَگ و نه حتا جَک و جانورانِ ریز و درشت «نظامِ خرموش پرور»؛ آن "ماهی" چنان بوی گندی می دهد که «دیگران» یا همانا توده ی مردم ایران نیز به چنان مرگ جانگدازی تن نخواهند داد. بدین سان، چنین سخنانی خواه ناخواه سویه ای بهانه جویانه بخود می گیرد که کارپردازان پیش از تو نیز که از سویی سرمستِ رسیدن به چنان جایگاهی در بنیادِ خود پوشالی در رژیمی پوشالی و سخت نگرانی برانگیز برای آینده ی ایران شده و از سویی دیگر دیر یا زود پی می بردند که چنانچه خواهان انجامِ کاری کارستان هم باشند از توانِ انجام آن برخوردار نبوده و نیستند. آن ها چهار تا هشت سال نویدهای بی پشتوانه دادند، نمایش ها و همایش های بریز و بپاش برپا کرده و در پایان به غُر و لُند و زِرزِر رسیدند. می پنداری تو هم از چنین زمانی برخوردار خواهی شد؟ من چشمم آب نمی خورد.

از این ها که بگذریم، نکته های زیر که پیش تر از آن میان، برای آگاهی یکی دو تن از کارگزاران کارپردازی ات نیز در همین تارنگاشت گنجانده بودم را باری دیگر یادآور می شوم:
«... سخن بر سر چشم و ابروی اقتصاد ایران نیست؛ سخن حتا بر سر دادن الگوی اقتصادی شایسته نیز در پله ی نخست نیست؛ سخن بر سر سمتگیری اقتصادی ـ اجتماعی است. نخست و پیش از هر کاری باید روشن نمود که به کدام سو باید سمتگیری نمود! آیا این سمتگیری، بسوی اقتصادی برنامه ریزی شده و هدفمند بسود زحمتکشان و توده های سترگ میلیونی مردم است یا تنها در چارچوب تنگ منافع سرمایه داری بازرگانی و دلالی و سوداگری است؟ باید حتا به گذشته برگشت و زمینه های اقتصادی ـ اجتماعی انقلاب را بررسی و بازبینی نمود. آیا راهی که بویژه از دوره ی ریاست جمهوری رفسنجانی به این سو پیش گرفته شد، همان سیاستی نیست که در دوره ی شاه گوربگورشده دنبال می شد؟ پاسخ آن بیگمان آری است و نیازی به اقتصاددان بودن نیز نیست که آن را دریابی. سپس باید از خود بپرسی، اگر چنین است، پس برای چه انقلاب شد؟! آیا تنها برای اینکه چادری به روی آنچه بود کشیده شود تا مثلن اسلامی شود؟! می بینید که اینگونه نیست. پس از پاسخ درست به این پرسش است که باید طرح های آمایش ملی ریخت؛ الگوی اقتصادی ساخت و ...؛ وگرنه همه ی ادعاها و حتا انتقادهایی که به خرده ریزها می پردازد و کار را برپایه علمی استوار نمی کند، راه به جایی نمی برد.»۳

ایران از آن توده های میلیونی مردم آن، دربرگیرنده ی کارگران و دیگر زحمتکشان پیرامون آن است. نمی توان بر بنیادِ بهره وری های کلان سرمایه داری بازرگانی و سوداگران و دنباله های شان در بازار و داد و ستدگران خرده پا که رویهمرفته بخش کمی از آن انبوهه را دربرمی گیرد، سیاستگزاری و سمتگیری نمود. «بدون سمتگیری اختسادی ـ هازمانی درست و درمان، هر کار نیکی هم که به انجام برسانید، آب در هاون کوبیدن خواهد بود؟»۴

ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ اسپند ماه ۱۴۰۳

پی نوشت:

۱ ـ بنگرید به ویدئوی پیوست

۲ ـ همانجا

۳ ـ برگرفته از یادداشتِ «سخن تنها بر سرِ خورد و بُرد سرمایه نیست؛ سخن بر سرِ خواری و سرافکندگی ملّی است!»  ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ فروردین ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/04/blog-post_4752.html

۴ ـ برگرفته از یادداشتِ «آیا این سخنان و پوزش خواهی «ملیجک» برای فاتی تنبان می شود؟»  ب. الف. بزرگمهر   هشتم دی ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/12/blog-post_89.html 

***

پزشکیان: توزیع یارانه به شکل فعلی عادلانه نیست/ معیشت مردم دغدغه دولت و حاکمیت است

ـ داده قدرت است و اگر بتوانیم آنرا داشته باشیم، کد بدهیم و نظارت کنیم، بی عدالتی شکل نمی‌گیرد.

ـ وظیفه حاکمیت است که به آن کسی که نیاز دارد کمک کند، الان هم به پولدار یارانه می‌دهیم و هم به فقیر، به پولدارها بیشتر از فقرا و حاشیه‌نشین‌ها یارانه می‌رسد، آیا این درست است؟

ـ باید از کسانی که نیاز ندارند بگیریم و به کسانی که نیاز دارند و زندگی‌شان نمی‌چرخد کمک کنیم. دغدغه اصلی دولت و حاکمیت،‌ معیشت مردم است و چاره‌ای جز حل مشکلات معیشتی و مسکن مردم نداریم.

ـ اگر مساله مسکن مدیریت شود مردم ناچار نخواهند شد که سرمایه زیادی برای اجاره یک مسکن بپردازند.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا» چهارم اسپند ماه ۱۴۰۳

ویدئوی پیوست: یادآور خانه از پای بست ویران است، خواجه در بند نخش ایوان است



هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!