به بهانه ی بازپخشش
آن هنگام که بچه پرروی تن به مزدوری امپریالیست ها داده، آرزو یا باریک تر: نخشه ی عزراییلی کردن سرزمینی یه ناروا «اوکراین» نامیده شده را ـ بگمانم ناخواسته ـ بر زبان آورد،۱ کم تر کسی از آن میان بویژه میرزابنویس های یکی از دیگری نادان تر روسی با فرنام های دهان پرکن رنگارنگ، آن را بدیده گرفت و شاید پنداشتند، پرت و پلایی است بیرون پریده از دهان تلخکی نابخرد و ناکارآزموده!
برای من، چنین سخنانی شگرف بود و ناخودآگاه ذهنم را
انباشت:
چرا تلخکی در جایگاه رهبری تازه بدوران رسیده۲ درباره ی سرزمین خاستگاه خود چنین می گوید؟! آیا
پرت و پلایی از سر نادانی است؟ با چه آماجی؟ ...
همان روز یا شاید یکی دو روز پس از آن، چشم انداز
دربرگیرنده (کُلّی) ولی هنوز نه آنچنان خوب سمتگیری شده (کُنکِرِت) همراه با پاسخ
کم و بیش باریک به پرسش هایم روشن شد:
ـ آنچه گفت، نه سخنان خود این الف بچه ی نُنُر که گونه ای
دگردیسیده از آن چیزهایی است که دست اندرکاران «یانکی» و یا بگمانم بیش تر انگلیسی
(بگمان بسیار «کُسخُل میرزای جامعه جهانی»: مادربخطای تبهکاری به نامِ «بوریس
جانسون» در گوش وی خوانده اند؛
ـ همگی می دانند که همزمان با افزایش جنگ افروزی باید آزادی
توده های مردم "خودی" را نیز برای رسیدن به آماج های تبهکارانه شان سرکوب
نموده، بسیاری از بهترین ها از آن میان، زنان زیبای روس تبار و ویژه کاران شان را
آواره ی اروپای باختری کنند که در آن هنگام با آغوش باز پذیرفته می شدند؛ و
ـ شماری چند از نکته های ریز و درشت دیگر.
آن چیزهایی که تاکنون در آن سرزمینِ جنگ زده رخ داده، گواه پیشبرد چنان نخشه ای است که با باریک بینی و بخش بندی کار درخور میان امپریالیست های «یانکی» و انگلیسی و دیگر همپالکی های شان در خاور و باختر اروپا پی گرفته شده و آماج فرجامین آن بزانو درآوردن «خرس نادان روسی» است که می کوشد با به آغوش کشیدن «گاومیش» آنسوی اَبَردریای اَتلس از تندی و شتاب درگیری ها و گمانه ی فرارویی آن به جنگ مرگبار هسته ای بکاهد؛ ولی «خرس» هر اندازه که نادان و کوته بین باشد، به هر رو شاخ های رو بجلو خمیده ی «گاومیش» را می بیند و بیم چنان رفتاری نابخردانه که به مرگ زودهنگامش خواهد انجامید، وی را به درنگ بیشتر وامی دارد.
همین امروز، بچه پرروی تن به مزدوری امپریالیست ها داده از زبانِ رهبری نیروهای رزمی، دستور بکارگماری مردان جوان دیگری در یکان های پیشانی جنگ را داد؛۳ جوانانی که به کشتارگاه های مرگ رهسپار می شوند تا بهره وری های کنونی و آینده ی امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها را باز هم بیش تر برآورده نمایند.۴
مرگ بر امپریالیسم بسرکردگی «یانکی» ها و همه ی کشورها و نیروهای مزدورشان در سرتاسر جهان!
ب. الف. بزرگمهر پنجم فروردین ماه ۱۴۰۴
پی نوشت:
۱ ـ بنگرید به پی نوشت یادداشت «آفرین پسر! نقشت را خوب بازی کردی ...» ب. الف. بزرگمهر ۲۱ فروردین ماه ۱۴۰۱
https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/04/blog-post_25.html
۲ ـ «فکرش را می کردی که یک کمدین، رهبر شود؟ جهان کمدی همین است دیگر! هیچکس سر جای خودش نیست.»
برگرفته از یادداشتِ «جهان کمدی همین است دیگر! » ب. الف. بزرگمهر ۲۲ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸
https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/05/blog-post_75.html
۳ ـ به گفته ی «ولادیمیر زلنسکی»، اوکراین باید مردان جوانِ بیشتری در نیروهای به جنگ ابزار ساز و برگ داده شده ی خود بکار گمارد؛، زیرا شماری از یکان ها با نیاز بی درنگِ یه توانبخشی (بحای «تقویت») روبرو هستند.
گزیده ای برگرفته از یک گزارش در «آرتی» به تاریخِ پنجم فروردین ماه ۱۴۰۴ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)
۴ ـ بنگرید به یادداشت و ویدئوی پیوست «ریشخندی غم انگیز، نه تنها برای توده های مردم روسیه و اوکراین که برای توده های مردم جهان!» ب. الف. بزرگمهر ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۳
https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/02/blog-post_83.html
***
آفرین پسر! نقشت را خوب بازی کردی ...
آفرین پسر! نقشت را خوب بازی کردی. ما براستی به کسی چون تو نیاز داشتیم. نگران چیزی هم نباش؛ بزودی به اندازه ای جنگ ابزار برایت می فرستیم که در همه ی این سال ها برای عربستان و دیگر شیخ نشین های شاخاب پارس نفرستاده بودیم. کار که خوب پیش رفت، در هماهنگی با همپیمانِ گردن کُلُفت مان در آنسوی اقیانوس، بمب اتمی هم برایت سپارش می دهیم تا آرزوی شیرینت که از اوکراین، اسراییلی بزرگ بسازی* را نیز برآورده کرده باشیم. شتابی در کار نیست؛ هر کاری به نوبه و به هنگام خود.
از زبان شغال پیر اروپایی: ب. الف. بزرگمهر ۲۱ فروردین ماه ۱۴۰۱
https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/04/blog-post_25.html
* مِهتر جمهور [زلنسکی]، روز سهشنبه ی گذشته در گفتگو با روزنامهنگاران گفت که امنیت برای اوکراینیها جُستار «شماره یک» برای دهه آینده خواهد بود؛ حتی به پیش بینی وی تا آنجا که پای نهادنِ پایدارِ نیروهای ساز و برگ یافته به جنگ ابزار در خیابانها را در پی داشته باشد. «اوکراین بیگمان آن چیزی نخواهد بود که در آغاز می خواستیم؛ شدنی نیست؛ سر تا پا لیبرال، اروپایی ـ اینگونه نخواهد شد» ... «ما با چهره ی خودمان به اسراییلی بزرگ دگرخواهیم دیسید. ما از اینکه گماشتگانی از نیروهای ساز و برگ یافته به جنگ ابزار یا گارد ملی در سینماها، سوپرمارکت ها و کسانی ساز و برگ یافته به جنگ ابزار داشته باشیم، شگفت زده نخواهیم شد.» (گزیده ای برگرفته از «آر تی» ۱۷ فروردین ماه ۱۴۰۱ با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ افزوده ی درون [ ] نیز از آن من است. ب. الف. بزرگمهر)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر