«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ اسفند ۲۸, سه‌شنبه

ما باید مانند «ممالک محروسه ی شیطان بزرگ» دو گروهبندی درست کنیم

چرا نباید هوده ی آن «بی صدایان» نیز که هر روز چندتایی شان را شکار کرده، بزندان می افکنند یا حتا گاه گداری بدار می آویزند را برای آفرینش ساختارهای رستایی ـ سیاسی خویش هنجارمند شناخت؟

وختی این همه حزب داریم بخودی خود روشن است که همگی پوشالی اند و توده های مردم که شما آن ها را کوچک نموده «عوام النّاس» می نامید، این را می دانند و به ریش همگی مان می خندند؛ ما برای آنکه پوششی تازه به اسلام دمکراسی خواه پذیرفتنی برای «جامعه جهانی» بدهیم، باید نه بسان کشورهای اروپای باختری یا حتا رونوشت کوچک ترشان: «عزراییل» که با همین دردِ بی درمان دست و پنجه نرم می کنند و گاه گداری برای چندین و چند ماه بی دولت می مانند که بسان «ممالک محروسه ی شیطان بزرگ» دو گروهبندی (یا همانا «حزب») نیرومند و پول و پله دار بسازیم که پدرشان یکی و مادرشان دو تا باشد تا همین توده ی مردم را مانند آن «ممالک محروسه» همواره تا اندازه ای هم شده، گیج و گول نگهداریم. نام شان را بهتر است با رونویسی از روی دستِ «عزیز نسین» ترک، «حزب کرامت» و «حزب سلامت» که به اسلام نزدیک تر است، بگذاریم؛ اینگونه کم تر توی چشم می زند. با این همه، من از این مردمی که می شناسم، چشمم آب نمی خورد. با آزمون های الهی و اینا که سال های آزگار پشت سر نهاده اند، دست مان را زود می خوانند و آبروی از دست رفته ی «نظام آسمانی ـ ریسمانی» مان را بیش از پیش می برند تا در برابر «جامعه جهانی» سنگ روی یخ شده، دست آن ها نیز برای هنجارمند شناختن «دمکراسی اسلامی» مان همچنان در پوست گردو بماند.

از زبان این رایزن "نیک اندیش" که درنیافت یا اگر هم دریافت از روی آن پرید که با همین گواهمندی های بکار گرفته شده از سوی وی، چرا نباید هوده ی آن «بی صدایان» نیز که بسی بیش از ۵۱⸓ هستند و هر روز چندتایی از آگاه ترین های شان را شکار کرده، بزندان می افکنند یا حتا گاه گداری بدار می آویزند را برای آفرینش ساختارهای رستایی ـ سیاسی خویش هنجارمند شناخت؟

ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ اسپند ماه ۱۴۰۳ 

***

شکاف عمیقی بین مردم و احزاب وجود دارد

مشاور رئیس‌جمهور در امور احزاب و تشکل‌ها:

ـ نزدیک به ۳۰۰ حزب داریم که نشان از تعدد احزاب است؛ این تعداد حزب موجب کاهش اعتماد عمومی به احزاب شده و متاسفانه رابطه خوبی بین مردم و احزاب برقرار نیست.

ـ نوعی بی اعتمادی بین احزاب، دولت و حاکمیت نیز وجود دارد؛ لذا می‌توان گفت که شاهد شکاف‌های عمیقی بین مردم و احزاب از یک سو و بین احزاب، دولت و حاکمیت از سوی دیگر هستیم.

ـ مردم این احساس را ندارند که احزاب مطالبات آن‌ها را پیگیری می‌کنند و به این نتیجه رسیده‌اند که احزاب و تشکل‌ها، تنها در دوران انتخابات دور هم جمع می‌شوند تا به کسب مناصب سیاسی و قدرت بپردازند. اگر ما می‌خواهیم در کشور فضای حزبی ایجاد کنیم، ابتدا باید اعتماد مردم را به احزاب جلب کنیم.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ۲۵ اسپند ماه ۱۴۰۳

ویدئوی پیوست:  ما باید مانند «ممالک محروسه ی شیطان بزرگ» دو گروهبندی درست کنیم



هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!