«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ اسفند ۲۳, پنجشنبه

دیربجنبید مرگی جانگداز برای توده های مردم روسیه در فرجام کار نخش خواهید کرد

مرده شور خودتان و "حُسن نیت:" های خشک مغزانه تان را ببرد! نه یک گام به پس، کودن ها!

گُرته ی یادداشتِ تا اندازه ای بازنویسی شده ی زیر از آنِ پیش از دو هفته پیش است.

آنچه در زیر آورده ام، بخشی کوچک یا بهتر است بگویم: پیش درآمدی است بر آنچه می خواستم موشکافانه بنویسم و ریز و شپش آن را روشن تر کنم؛ ولی نه از چنان وختی برخوردار بوده و هستم و نه از شکیبایی درخور بدنی و روانی؛ به همین شَوَند به همین "پیش درآمدِ" نارسا بسنده می کنم:
من سخنان آن لات بی سر و پا که همچنان سیاست را با هنرپیشگی جابجا می گیرد،۱ چه مثبت، چه منفی، باور نکرده و نمی کنم (بنگرید به گزیده گزارش زیر این یادداشت). بماند که همه ی آن ها اَروسک های خیمه شب بازی جلوی پرده اند و سیاستی از پیش برنامه ریزی شده در پشت پرده را گاه با بهبودهایی هر از گاهی به انجام می رسانند. با این همه، دستکم دو نکته را باید بدیده گرفت:
الف. روسیه در کردار به پیروزی دست یافته و امپریالیست ها ناچارند در برابر آن گامی به واپس بردارند؛ یک هستینگی (واقعیت) که روسیه می تواند و باید بخوبی از آن بهره گیرد بی آنکه کار با امپریالیست ها را  آسان گیرد. این را بویژه برای آن «منگول هَخا»ی نیرنگباز۲ که پیش از این بر بنیاد کنش دلاورانه و جنبیدن بهنگام وی و دستگاه دیوانسالاری اش در رودست نخوردن از امپریالیست های «یانکی» و انگلیسی یادآور می شوم که با این پندار که بیگمان روند پیش رو را چون شترنگ بازی ورزیده، دستکم در دربرگیرنده (کُلّی) ترین راهبردها، گزینه ها و پیچ و خم های بازی خوب برآورده نموده (پیش انگاره ای نادرست)، بخوبی رهبری نموده و پیش خواهد برد؛ ولی آنچه در کردار رخ نمود و روی آوری های بس کوته بینانه اش برای زد و بند با امپریالیست ها در پشت پرده که نمودها و نشانه هایی کمرنگ از آن ها را می دیدم و درباره ی آن بارها هشدار دادم،۳ نشان داد که نه تنها با آدمی هوشمند سر و کار ندارم که با همه ی گَزیده شدن های چندین و چند باره شان که خود این هَخا به نمونه هایی از آن ها نیز پیش تر اشاره نموده بود، دچار گونه ای کوته بینی جا افتاده بر بنیاد خودبزرگ بینی زیر پوشش ملی گرایی چشم آزار روسی است؛ و بگمان من همین کوته بینی و رنج بردن از نداشتنِ چشم اندازی گسترده و فراگیر، زمینه ای شد تا این بار نیز۴ با زودباوری که سر به گاگولی می زند به میان میدان پریده۵ و از گفته های لات بی همه چیز «یانکی» که از دید من، جدا از هر چیز دیگر از منشی سخت فرومایه برخوردار بوده و برای نمایش پیروزی، چنانچه دستش برسد، آماده ی به آتش کشیدن همه ی جهان است، قند توی دلش آب شود؛ پیرو آن پا به میدان نهادن گروه کم و بیش بزرگی از میرزابنویس های مزدبگیر یکی از دیگری نادان تر روسی بود که آن خرسندی کودنوار را دامنه و گسترش بیش تری بخشند و برخی شان با نادیده گرفتن حتا چین، برای دو "اَبَرنیرو" (روسیه و «ایالات متحد») نخشی جداگانه در جهان بدیده بگیرند؛ یکی از همین ها با زینه بندی چندین کشور در جایگاه درجه دوم و بزرگنمایی بس ناشایست و ریشخندآمیز دو کشور "اَبَرنیرومند" جهان که گویی سرنوشت آینده ی جهان در دستان آن هاست از آن میان، چنین نوشته است:
«نوسازی ساختار پیوسته ی نظم جهانی بخت های تازه ای برای نیروهای درجه دوم در سیاست جهانی آفریده است. در بازه ای، برخی از گواهان حتا گمانه زدند که دوران «شکارچیان میانگین» فرا رسیده است ... کشورهایی مانند ترکیه و بریتانیا چون الگوهای سازگاری در این زمینه ی دگرگون شونده پیشواز شدند. با این همه، هماوندی های آن ها ـ و بیگمان کامیابی بدرارا کشیده شان ـ به چیزی بیش از بخت جویی نیازمند است؛ زیرا بازیگران بنیادین جهان باری دیگر درگیر شدن در گفتگوهای سرراست و پرآرشی را آغازیده اند؛ واپسین زینه ی هماوندی های روسیه و آمریکا که با گفتگوهای تلفنیِ تراز بالا میان رهبران دو کشور، پیشاپیش ناخوشنودی کسانی که از دیدگاه سیاسی از سال ها رویارویی میان مسکو و واشنگتن سود برده اند را برانگیخته است.»۶

با نادیده گرفتن این نکته ی برجسته که نویسنده ی یادداشت ـ چون نمونه ای از میان ده ها نمونه ی همانند دیگر ـ دور تازه ی بازی فریب و نیرنگِ «یانکی» ها و دیگر امپریالیست های همپیمانش برای پستن دست و پای خرس روسی»۷ را از پایه و بنیاد ندیده، شیوه ی برخورد فراطبقاتی و نادانشورانه ای چشم آزار است که جز اندک شماری از آنان سایرین نیز بهم همین درد دچارند:
شیوه برخوردی که هرگونه برآوردی در هرگونه جُستار هازمانی ـ اختسادی و نیز سیاسی را چون ساختمانی بی شالوده، آنچنان بی پایه و بنیاد می کند که با هر باد نه چندان تندی فرومی ریزد.

برای تان پیش از آغاز درگیری از «نه یک گام به پس»۸ یاد کردم. ندانمکاری های کوته بینانه تان با چشمداشتی به زد و بندهای جداگانه با امپریالیست ها بسرکردگی «یانکی» ها کار را بجایی رسانده که چنانچه سیاستی دانشورانه و خوب روی آن کار شده بر بنیاد «سوسیالیسم دانشورانه» (و نه پراگماتیسمی خشک مغزانه و کوته بینانه!) در پیش نگیرید، در چند گامی دیگر ناچار به واپس نشستن به ژرفای شمال خاوری سیبری و در فرجام کار، شنایِ خرسی همراه با خرس های شمالگانِ راست راستکی در اکیانوسی یخزده بوده و مرگی جانگداز برای توده های مردم ارژمند، پایدار و ستوده ی روسیه که بسیار دوست شان دارم، نخش خواهید کرد؛ چنین مباد! تا هنگامی که امپریالیست ها برای آمادگی های رزمی فرجامین آماده می شوند و این کار را بسیار باریک و با شتابی درخور به انجام می رسانند، در بازه ای از زمان که سیاست «خزش و گزش»۹ همچنان پی گرفته می شود، هنوز از بختی نه چندان بلند برای بازبینی و بهبود بنیادین سیاست های سردرگم تان برخوردارید که امیدوارم آن را از دست ندهید.

...

ب. کانونمند شدن سیاست آشوبگرانه و جنگ افروزانه ی «یانکی» ها بر چین و کوشش برای بسوی خود کشیدن روسیه بگونه ای گذرا.

...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ اسپند ماه ۱۴۰۳

پی نوشت:

۱ ـ «ما که نباید همیشه به ساز تو پای بکوبیم ...»  ب. الف. بزرگمهر    ششم اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/04/blog-post_78.html

۲ ـ «ولادیمیر پوتین»

۳ ـ این یکی از نخستین هشدارهایم بود:
«رفتار آن ‌ها از همان نخست نشان می‌داد که نه تنها کوجک ترین دلبستگی  به گفتگو با شما ندارند که سیاست سر دواندن تان را دنبال می کردند تا زمان بخرند. شما همه ی این ها را ندیدید یا بیش تر به شوند های کوته بینانه ای چون چشمداشت به زد و بندهایی با ꞌیانکیꞌ ها و ꞌشغال های اروپای باختریꞌ نادیده گرفتید. آن ها این زمان را بدست آوردند تا پای امپریالیست ها که داشت از اوکراین بریده می شد را دوباره استوار نموده و نقشه های اهریمنی تازه تری با کمک و پشتیبانی همان ها سر هم کرده به بوته ی کردار درآورند.

شما با رژیمی پوشالی و مزدور امپریالیست ها به گفتگو نشستید و نه تنها خود را ریشخند نمودید که زمینه ی نمایش های ریشخندآمیز میانجیگری از آن میان، برای رژیم ꞌفاشیستꞌ، دودوزه باز و دوروی ترکیه که در پی بدست آوردن جایگاهی بالاتر در سازمان دوزخی ꞌناتوꞌست را فراهم کردید. براستی چشم کدام برآیندها از پیگیری گفتگو با رژیم پوشالی و ابزار دست امپریالیست ها را داشته و همچنان دارید؟ ...»

برگرفته از یادداشتِ «بجنبید و بی هیچ دودلی کار جنگ را به پایانی درخور و شایسته برسانید» 

ب. الف. بزرگمهر   ششم اردی بهشت ماه ۱۴۰۱ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/04/blog-post_35.html

۴ ـ بنگرید به یادداشت اینجانب از زبان آن زنک کون گُنده ی آلمانی:
«دیدی باز هم کلاه سرتان گذاشتیم و در آینده نیز باز هم بیش تر جان تان را خواهیم گرفت»:  ب. الف. بزرگمهر   ششم مهر ماه ۱۴۰۱

https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/09/blog-post_29.html

۵ ـ بنگرید به یادداشتِ کوتاهِ «جایی دیگر برای ꞌحُسن نیّتꞌ های پنداربافانه نیست، منگول هَخا!»   ب. الف. بزرگمهر   سوم  اسپند ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/02/blog-post_25.html

و همچنین:

«نمونه ی شایان درنگ دیگری از ꞌخرس نادان روسیꞌ«  ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ اسپند ماه ۱۴۰۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/03/blog-post_84.html

۶ ـ برگردان گزیده گزارشی برگرفته از «آرتی» به تاریخ هشتم اسپند ماه ۱۴۰۳ به یاری «گوگل» (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۷ ـ «دور تازه ای از بازی فریب و نیرنگ برای پستن دست و پای خرس روسی»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۲ اسپند ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/03/blog-post_97.html

۸ ـ «نه یک گام به پس»   ب. الف. بزرگمهر   هفتم بهمن ماه ۱۴۰۰

https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/01/blog-post_27.html

۹ ـ بنگرید به یادداشتِ «بسانِ خزش و گزشِ خزندگان»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۵ خرداد ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/06/blog-post_4.html 

***

ترامپ از اوکراین ابراز ناامیدی کرد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده از رهبری اوکراین به خاطر شکایت‌های این کشور مبنی بر دعوت نشدن به مذاکرات صلح آمریکا و روسیه در عربستان ابراز ناامیدی کرده است و نشان می‌دهد که این کشور سال‌ها فرصت‌ها را برای پایان دادن به درگیری به تنهایی از دست داده است.

در گفتگو با خبرنگاران پس از مذاکرات سطح بالا در ریاض در روز سه‌شنبه، از ترامپ پرسیده شد که آیا پیامی برای اوکراینی‌هایی دارد که ممکن است به خاطر نداشتن صندلی بر سر میز، احساس «خیانت یا ناامیدی» کرده باشند.

«من واقعاً از اتفاقی که افتاده ناامید هستم. من سه سال است که این را تماشا می‌کنم ... می‌شنوم؛ می‌دانی، آنها از نداشتن صندلی ناراحت هستند. خوب، آنها سه سال و مدت زیادی قبل از آن یک صندلی داشته اند.»

یک مذاکره‌کننده نیمه کاره می‌توانست سال‌ها پیش بدون از دست دادن زمین‌های بسیار، زمین بسیار کمی، به توافق برسد. بدون تلفات جانی و بدون از دست دادن شهرها

گزیده گزارشی برگرفته از «آرتی» یکم اسپند ماه ۱۴۰۳

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!