«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ اسفند ۳۰, پنجشنبه

همه ی زندانیان سیاسی کشور باید بی هیچ اگر و مگری بی درنگ آزاد شوند!

چون و چرای آن را امیدوارم بسان باره ها و زمینه های دیگر دیر درنیابید، خرموش های توسری خورِ «جامعه جهانی»!

ب. الف. بزرگمهر   یکم فروردین ماه ۱۴۰۴ 

***

گردهم آمدنِ کنشگران مدنی و رستایی و هم بندی های [پیشین] منوچهر فلاح و شریفه محمدی در برابر زندان لاکان رشت در آستانه ی سال نو

گروهی از کنشگران رستایی و مدنی و زندانیان پیشین که از هم بندی های منوچهر فلاح و شریفه محمدی دو زندانی دادباخته به دار در زندان لاکان هستند با گردهم آمدن در برابر زندان لاکان رشت و برپاکردن «سفره هفت سین»، خواهان از میان برداشته شدنِ فرمانِ بدار آویخته شدن این دو زندانی و سایر زندانیان دادباخته به دار شدند.

منوچهر فلاح و شریفه محمدی از هموندان «کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام» هستند که به همراه سایر زندانیان سیاسی و غیر سیاسی دادباخته به دار، جان شان در خطر است.

برگرفته از «تلگرام»   یکم فروردین ماه ۱۴۰۴

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!