«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ اسفند ۱۸, شنبه

برای یادبود همه‌ی آنانی که سر به سینه‌ی خاک سپردند تا دیگران جانی تازه بگیرند

وریشه مرادی: برای همه‌ی آنانی که سر به سینه‌ی خاک سپردند تا دیگران نفسی تازه بگیرند

«از پس میله‌های زندان، آن جا که نور را در ذهن و دل آدمی باید جست، ۸ مارس را به زنان مبارز و پیشاهنگ در هر کجای این کره‌ی خاکی که باشند تبریک می گویم. امسال در روزهای گرم کنشگری و فعالیت زنان به استقبال ۸ مارس می‌رویم. به هر کجا که می‌نگرم،‌ بوی خوش دستاوردهای زنان به مشام می‌رسد و خوشحالم در سده‌ی ۲۱، زنجیره‌ی مبارزات زنان روز‌به‌روز پیوسته‌تر از گذشته می‌شود.

بارها گفته شده که سده‌ی ۲۱ سده‌ی آزادی زنان است و با آزادی زنان است که آزادی جامعه رقم خواهد خورد.

جنگ جهانی سوم در جریان است و این موضوع بر رویدادها و دیزاین [نخشه ی از پیش برنامه ریزی شده] خاورمیانه تاثیرگذار است؛‌ جنگی که از سوی دولتمردان و در راستای خدمت به سیستمی ضدزن و جنسیت‌گرا روی می‌دهد، نه تنها مطالبات جامعه و به‌ویژه زنان را مدنظر قرار نمی‌دهد، بلکه موجب می‌شود که حیات آنان نیز به خطر بیفتد.

در سال ۲۰۲۴،‌ خلق‌ها و حاکمیت‌ها،‌ بیشتر در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند؛ سیاست جنسیت‌گرایی اگرچه گسترش یافت، ‌اما مقاومت نیز بیشتر و بیشتر گشت! [در حالیکه] دولت ـ ملت‌ها بر آتش جنگ می‌افروختند [و] جامعه برای برقراری صلح و دموکراسی می‌جنگید، ملی‌گرایی و دین‌گرایی، پایه‌ای ترین سیاست حاکمیت‌ها گشت؛‌ اما در مقابل، جامعه اصرار بر برابری [با] همه‌ی تفاوت‌های ملی ـ مذهبی داشت و خوشبختانه زنان، پیشاهنگ این پروسه‌های آزادیخواهانه بودند. البته که حاکمیت ایران نیز از این قضیه مستثنی نیست و در سال ۲۰۲۴ به جنگ عریان با جامعه و پیشاهنگان آن رفت.

زندان‌‌های ایران، یک دَم از حملات رژیم در امان نماند؛ برای من و برخی از زندانیان دیگر، حکم اعدام صادر گشت؛ برخی از زنان در زندان‌های دیگر از جمله زینب جلالیان از کوچکترین و طبیعی‌ترین حقوق‌شان محروم ماندند؛ اما در برابر این مواضع غیرانسانی مشاهده نمودیم که زندان به مکتب اندیشه و تفکر، به سنگر مقاومت و مبارزه مبدل شد و من و هم‌بندی‌هایم بار دیگر خواستیم نشان دهیم هر روز برای‌مان ۸ مارس است.

مگر می‌شود تهاجم باشد و تو از خودت دفاع نکنی؟ مگر می‌توان در برابر ظلم و ستم سکوت پیشه کرد؟ مگر می‌توان رنج را در چشمان کودکان، زنان و جوانان و دیگر اقشار ستمدیده دید و چشم از مبارزه شست؟ مسلما نه! تاریخ به ما آموخت که گام‌های مبارز، کوره‌راه و پستی و ناهمواری نمی‌شناسد؛ آغوش گرم مبارزه نیز برای هر آنکه دلش برای آزادی می‌تپد و شوق پرواز دارد، باز است و ما زاده‌ی این تاریخ پر از مقاومت و مبارزه هستیم. چشمان‌مان در تاریک‌ترین مکان نیز باشد، به دوردست‌ها می‌نگرد و معتقدم که افق‌مان همچنان روشن است.

من از تبار زنانی هستم که هر لحظه‌شان سرشار از مبارزه و مقاومت بوده است؛ همان زنانی که الفبای مبارزه را در برابر ستم‌های تحمیل شده به ما آموختند.

از همین جا، دست گرم همه‌ی زنانی را می‌فشارم که در کنار امید به برقراری صلح و دموکراسی برای رقم زدن روزهای آزاد و به‌دور از ظلم و ستم مبارزه می‌نمایند. همواره هم‌صدا و همراهتان هستم و معتقدم که مبارزه محدوده‌ی مکانی و زمانی نمی‌شناسد و تا زمان رسیدن به آزادی و جشن گرفتن این روز در زمان و مکانی آزاد، برای گرامیداشت یاد همه‌ی آزادیخواهان از گذشته تا به اکنون، نباید یک دم از پای نشست.

زنده باد ۸ مارس

زنده باد مقاومت زنان

ژن ژیان آزادی»

وریشه مرادی، زندانی محکوم به اعدام، اسفند ۱۴۰۳

برگرفته از «تلگرام»   ۱۸ اسپند ماه ۱۴۰۳ (با اندک ویرایش بایسته، تنها در نشانه گذاری ها؛ برجسته نمایی های بوم و افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

پی افزوده:

برکنده باد رَگ و ریشه ی همه ی رژیم های زورگو و خودکامه ای که آماج گرفتن جان برومندترین فرزندان توده های مردم جهان را در سر پرورانده و به آن دست می یازند؛ رژیم هایی که با بندهای پیدا و نهان به گاری در سراشیبی رونده ی امپریالیسم جهانی بسرکردگی «یانکی» ها بسته شده و همچنان بی پروانه ی آن ها آب هم نمی خورند.

درود بر وریشه مرادی، دُخت شایسته ی کردستان دلاور و توده های مردم ایران!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۸ اسپند ماه ۱۴۰۳

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!