نه جیکجیکِ مستانه، در گنجشکان
نه شوق سبز شدن، در درختان
نه آوازِ شادمانهی مطربان دورهگرد
در ماه اسفند
و نه رقص ماهیان در تنگبلور
قلبهای کوچک،
اندوههای بزرگ،
سفرههای کوچک،
رویاهای بزرگ،
سال تاراج جانهای بیقرار ...
در این زمهریر بیپایان
برفها را از شانه میتکانم
با سیلی باد
صورتام را سرخ نگاه میدارم
دستی
به سر و روی آسمان
میکشم
با شادمانی کودکان گلفروش
آغوش میگشایم
به آمدن بهار؛
بهاری که
شرمسار از راه میرسد.
علی صبوری
اسفند / ۱۴۰۳
برگرفته از «تلگرام» ۲۹ اسپند ماه ۱۴۰۳
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر