به گفته های «پهلوان بی بخار یزدی»۱ در نیمچه گزارش زیر اندکی باریک شوید؛ وی که از اختساد و سیاست، کم و بیش همان اندازه سرش می شود که «کیر خرِ» سخت دلباخته به زبان بازی و کاربرد آرش ها و مانش های تازه سرِ زبان ها افتاده،۲ از سویی بدرستی «بخشی نگری» در پیشبردِ سیاست های اختسادی ـ هازمانی و فرهنگیِ دولت را می نکوهد۳ و از سوی دیگر «راهبرد ساخت کریدورها [گذرگاه ها] در کشور» را زمینه ای برای دگردیسی ایران زمین به «کانون انباشت و پخش» یا همانا «هاب» (hub) بزبان کژدم گزیده اش در سامان پیرامون ایران دانسته است؛۴ بی آنکه درباره ی چند و چون آن که کدام زمینه یا زمینه هایی را دربرمی گیرد، نکته ای گفته باشد؛ آماج سخن وی از کاربرد واژه ی «راهبرد» نیز که دیگرانی از آن میان الف بچه های تمرگیده در جایگاه رهبری سازمانی سیاسی با پیشینه ی تاریخی آن را نادرست بکار می گیرند بگمان بسیار واژه ی از ریشه لاتینی «استراتژی» است۵ که اگر چنین باشد، همه ی دیگر کنش های اختسادی ـ هازمانی و فرهنگی در پرتوی ساخت گذرگاه ها و انباشت و پخشِ فرآورده های گوناگون این یا آن کشورِ پیرامون ایران از آن میان، بویژه روسیه و هند، آنچنان رنگ می بازند که می توان همه شان را نادیده گرفت؛ اختسادی بسیار ساده و انگلی بسان دستگاه گوارشِ انگل های گیاهی و جانوری چون برخی پیچک ها و زالو۶ که نه به آنچنان کارخانه و نه به کارگرانی پایدار۷ که موی دماغ «رژیم آسمانی ـ ریسمانی ـ ریدمانی» شوند، نیازمند است. تازه همین را هم که هنوز به فرجامی درخور نرسانده اند، وامدار «مامان روسیه» یا همانا «خرس مهربان و نادان روسی» هستند که با دادن وام های با بهره ی بسیار ناچیز و کمک های بی دریغِ فنی ـ اختسادی، خرموش های اسلام پیشه را از هر باره یاری نموده اند؛ نامادریِ کم خِرَدی که از خاور گرفته تا باختر، از "دوست" گرفته تا حتا دشمنان خونی اش به پستان های پر شیرش آویخته و شیره ی جانش را می کشند.
با نادیده گرفتن آنچه «پهلوان بی بخار یزدی» درباره ی توده های مردم هست نیست از داده ی ایران بر زبان رانده و با کاربرد واژه ی تازی «اقشار» گویی با گله ای از گوسپندان سر و کار دارد، روشن نیست آماج سخن وی از نیازمندی به «تصمیمگیری شجاعانه اقتصادی ... و تأثیرات آن بر اقشار آسیبپذیر» (بنگرید به پی نوشت شماره ی ۳ در زیر همین یادداشت) بگونه ای باریک چیست و کدام اندیشه ی نابخردانه و پلید تازه ای برای بریدن گوش توده های مردم ایران در سر می پرورانند.
با این همه، بر پایه ی آنچه در بالا آمد، پیشنهادم به
رژیم توسری خورِ دزدانِ اسلام پیشه ی ننگ ایران و ایرانی و دولت پوشالی ملیجک
چاچول زبان چنین است:
جز دو وزارتخانه ی «راهسازی
و شهرک سازی ویژه ی برادران خرپول مسلمان» و وزارتخانه ی بسیار از هر سویه
بایسته ای با نام ساختگی «وزارت کشور» که بهتر است «وزارت سرکوب» نامیده شود، درِ
همه ی وزارتخانه های بیخودی سرِ پا را تخته نموده و وزارتخانه ی تازه ای به نام «انبارداری
و پخش کالا» یا چیزی در این مایه به آن دو بیفزایید تا کارها انشاء الله با شتاب
بیش تری پیش رفته، کارها سر و سامان یافته و هیاهو و جنجال همیشگی در خیابان ها،
یکبار برای همیشه رخت بربندد.
موفق و موید باشید و دام تان پربرکت باد!
ب. الف. بزرگمهر ۱۰ فروردین ماه ۱۴۰۴
پی نوشت:
۱ ـ واژگونِ «پهلوان اکبر بزدیِ» نامدار ایران بی هیچ سنجشی نابجا با وی («قیاس مع الفارق»)
۲ ـ
نویسنده ی آگاه و تیزبین ایتالیایی: «ایگناتسیو سیلونه»
در نوشته بسیار ارزشمند خود به نام «مکتب دیکتاتورها» از آن میان، چنین می گوید:
«... زبان بازی (لفّاظی) یکی از بخش های جدایی ناپذیر عمل
فرمانروایی است؛ ولی تقاوت سیاستمدار با سخنور این است که سیاستمدار از زبان بازی
هم به عنوان یکی از ابزارهای کارش بهره می برد؛ ولی اختیار خود را به دست آن نمی
دهد.»
برگرفته از نوشتارِ «نیرنگبازی هایی از همه سو!» ب. الف. بزرگمهر ششم آبان ماه ١٣٩١
https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/10/blog-post_28.html
۳ ـ
نخست دستیارِ مِهتر جمهور با پافشاری بر رویکرد یکپارچی و همدلیِ پزشکیان و رها
کردن بخشینگری در دولت و بایستگی دربرگیرندگی کنش های همه ی بخشهای دولت گفت:
«نیازمند تصمیمگیری شجاعانه اقتصادی و با پیوستهای
اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تأثیرات آن بر اقشار آسیبپذیر هستیم.» برگرفته از «تلگرام
خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا» ۲۸ اسپند
ماه ۱۴۰۳ (با ویرایش و
پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی بوم
نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)
۴ ـ وی
درباره ی کنش های زیربنایی دولت چهاردهم بر این نکته پافشرد که:
«راهبرد دولت ساخت کریدورها در کشور است تا تبدیل
به ꞌهابꞌ* منطقهای شویم که در توسعه روابط
با سایر کشورها بویژه حوزه سیاسی بسیار موثر است و در دولت چهاردهم مصمم هستیم
ساخت کوریدورهای شمال ـ جنوب و غرب ـ شرق را به نتیجه برسانیم.» (همانجا ـ برجسته نمایی
های بوم از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)
* «هاب» به آرشِ «کانون»، «مرکز» و «قطب» («hub»)، واژه ای دربرگیرنده کم و بیش در هر زمینه ای از ساخت و سازماندهی کانونمند روسپی خانه هایی زیر برنام «حجاب و عفاف» گرفته تا انباشت نفت و گاز و برق و اینا برای داد و ستدهای نان و آبدار با همه جا بویژه "کشورهای برادر مسلمان" است. ب. الف. بزرگمهر ششم فروردین ماه ۱۴۰۴
۵ ـ راهبرد
از دید من،
هیچکدام از واژه های برابر یاد شده در بالا به آرش واژه ی از ریشه لاتینیِ «تاکتیک»
نیست. ریشخندآمیزترین شان، واژه های «ترفند» و «شگرد» است که تنها در چارچوب های
ادبی از آرش و مانش برخوردار است و در پهنه های دانشورانه لنگ می زنند و کاربردشان
درست نیست؛ از آن میان، در این باره، آرش و مانش «تاکتیک» که تنها پهنه ی نظامی را
دربرنمی گیرد نیز سخت بیمایه می کنند. حتا واژه ی «راهکار» که در بالا از آن یاد
شده از آرشی عمومی و نه کاربردی در چارچوبی دانشورانه برخوردار است.
من واژه ی راهبرد
را از سال ها پیش بجای «تاکتیک» بکار برده ام و یکبار نیز درباره ی آن و نیز واژه «استراتژی»
در پی نوشتِ یکی از نوشتارهایم چنین نگاشته ام:
بجای واژه ی از ریشه لاتینی «تاکتیک»
می توان از واژه ی «راهبرد» سود جست؛ (در واژه
نامه ی اینترنتی دهخدا افزوده شد. پنجم آذر ماه ۱۳۹۴)؛ همچنین در پهنه ی جستارهای اجتماعی و سیاسی می توان بجای
آن، «سیاست راهبردی» گفت و نوشت.
«کاربرد آمیخته واژه ی «راهبرد»، بیش از آنکه برای واژه ی از ریشه لاتینی «استراتژی» درخور باشد، بگونه ای نسبی، همتراز واژه ای دیگر از ریشه لاتینی: «تاکتیک» است.
افزوده ی زیر از سوی کاربری که
واژه ی «راهبرد» را همتراز «استراتژی» بشمار آورده، خود گویای درستی کاربرد
«راهبرد» بجای «تاکتیک» است:
«برنامهریزی جهت رسیدن به اهداف؛
راههای رسیدن به اهداف برنامه»
«اهداف» یا همانا آماج ها در جمله ی یادشده، همانا «استراتژی» است که برای دستیابی به آن، راهبردهایی (تاکتیک) درخور برنامه ریزی می شوند.
بجای «استراتژی» می توان از آمیخته واژه ی «دوربرد» یا «سیاست دوربردی» سود جست.» (در واژه نامه ی اینترنتی دهخدا افزوده شد. پنجم آذر ماه ۱۳۹۴)
برگرفته از پی
نوشت شماره ی یازدهِ نوشتار «از شیوه ی برخورد دانشورانه ی لنین به جُستارهای
اجتماعی ـ اقتصادی و چگونگی برکشیدن و کاربست سیاست های دوربردی و راهبردی وی
بیاموزیم» ب. الف. بزرگمهر ۱۱ آذر ماه ۱۳۹۴
https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/12/blog-post.html
۶ ـ اجرای برنامه ی اقتصادی امپریالیستی به سود بهره کشان بزرگ و کوچک جهان و ایران در کالبد گسترش هرچه بیش تر بخش خصوصی بویژه در پهنه های خدمات و بازرگانی؛ کوچک نمودن بخش های دولتی و دگردیسه نمودن آن به پیشکار یا نوکر اجرای برنامه های آن ها و جلوگیری از گسترش و نیرومندی بخش تعاونی اقتصاد به عنوان بخش پیوسته ی دولتی؛ ساده تر نمودن بازهم بیش تر سامانه ی اقتصادی کشور با واردات کالاهای گوناگون از دسته بیل ساخت اندونزی گرفته تا کارگر چینی (نیروی کار نیز کالاست! پرارزش ترین و کم ارزش ترین آن در سامانه ی سرمایه داری!)، پذیرش سرمایه گذاری های بزرگ امپریالیستی بویژه در صنعت نفت و نابودی بازهم بیش تر اقتصاد نارسای ملی ایران؛ از میان بردن و فراری دادن نیروهای کاردان کشور، پژوهشگران، نوآوران و اندیشمندان رشته های گوناگون با سیاست های سرکوبگرانه، بگونه ای که از نیش کژدم به دامن اژدهای امپریالیستی پناه برده و سپردن هرچه بیش تر پهنه های مدیریت و ساماندهی به دست مشتی بوزینه ی مقلد که بزرگ ترین هنرشان، خواندن نمازها و نیایش های روزانه و شبانه به درگاه خداوند همراه با آروغ هایی از ته گلوست، همه و همه و بسیاری نابکاری های ناگفته ی دیگر در اینجا، اقتصاد کشورمان را بسان اندام های گوارشی جانوران انگل و دیگر جاندارانی چون پشه که از خوراکی آماده (در بیش تر موردها: خون!) تغذیه می کنند، ساده نموده است. در چنین اقتصادی، گام بگام نیاز به فرآوری های صنعتی و بگونه ای کلی فرآوری کالاهای مادی و معنوی و نیز همراه با آن، طبقه ی کارگر دست ورز و اندیشه ورز زدوده شده و از میان برداشته می شود. ناموزونی رشد اقتصادی ـ اجتماعی در شرایطی که خاستگاه ارزان، فراوان و پرکار کارگران نژاد زرد (بگونه ای عمده: چینی و ژاپنی) در دسترس بزرگ سرمایه داران جهان است و فن آوری های پیشرفته در زمینه ی ساخت آدمواره ها (آدمک های ساختگی) در آستانه ی برداشتن گام هایی غول آسا به پیش برای آزاد نمودن دست و اندیشه ی بسیاری از آدمیان از فرآوری است، پیامدهای ناهمتا با هستی و فرهنگ آدمی را اینگونه نشان می دهد و این تنها سویه ای از دیگر سویه هاست ...» برگرفته از نوشتار «نموداری از پیامدهای پیشبرد سیاست های اقتصادی امپریالیسم در ایران!»، ب. الف. بزرگمهر دهم امرداد ماه ۱۳۹۲
https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/08/blog-post.html
۷ ـ بخودی خود روشن است که جز بخش های اندکی نیازمند کارگران فنی، بخش بزرگی از چنین اختسادی، کارگران ساده ی ناپیوسته (بحای «فصلی») با کم ترین نیازی به آموزش های فنی پیچیده را برای ساخت جاده و ریل و اینا (از زبان رهبر کونکونک باز نظام در سال های جوانی) دربرمی گیرد.
***
عارف: نیازمند تصمیمگیریهای شجاعانه اقتصادی هستیم/ اساتید بزرگ اقتصاد به دولت کمک کنند
ـ معاون اول رئیسجمهور با تاکید بر رویکرد انسجام و وفاق دکتر پزشکیان و رها کردن بخشینگری در دولت و لزوم جامعیت در اقدامات تمام بخشهای دولت تصریح کرد: نیازمند تصمیمگیری شجاعانه اقتصادی و با پیوستهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تأثیرات آن بر اقشار آسیبپذیر هستیم.
ـ وی در خصوص اقدامات زیربنایی دولت چهاردهم تصریح کرد: راهبرد دولت ساخت کریدورها در کشور است تا تبدیل به «هاب»* منطقهای شویم که در توسعه روابط با سایر کشورها به ویژه حوزه سیاسی بسیار موثر است و در دولت چهاردهم مصمم هستیم ساخت کوریدورهای شمال ـ جنوب و غرب ـ شرق را به نتیجه برسانیم.
برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا» ۲۸ اسپند ماه ۱۴۰۳
* «هاب» یا «مرکز» و «قطب» (hub) واژه ای دربرگیرنده به آرش «کانون انباشت و پخش» کم و بیش در هر زمینه ای است. ب. الف. بزرگمهر ششم فروردین ماه ۱۴۰۴
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر