می پندارید تنها انگلیسی ها «کُسخُل
میرزا»* دارند؟ ما ایرانیان هم از بدِ
روزگار، نه یکی که چندین و چند کُسخُل میرزا وبال گردن خود داریم؛ این هم نمونه ای
از کُسخُل میرزای ایرانی تبار!** از
گواهمندی اش کف می کنی. من که هر چه به مغز خود فشار آوردم، هماوندی میان ۱۰
پایگاه «یانکی» ها و ۵۰۰۰ نیروی شان را با سنگ پرانی از
درون اتاقک شیشه ای درنیافتم. تنها یک گزینه می ماند که چنانچه آماج سخن حکیمانه ی
«برادر پنچسیری» همان باشد، باز هم نشانه ای از کُسخُلیِ همراه با ناجوانمردی و شاید مزدور اینجا
آنجا بودن را در خود نهفته دارد:
وختی بوی یورش آن ها می آید،
ما از چند روز پیش از آن در سنگرهای بحمدلله ۵۰۰ متر زیرزمین در پایگاه های مان
نشسته ایم و هر اندازه هم بمب های سنگر شکن و «مادرقحبه بمب» های چند تنی هم
بریزند، برای ما توفیر نمی کند؛ نه آن ها ما را می ببینند و نه ما که چشم دیدن شان
را نداریم؛ رونوشتی بهتر از آنچه برادران دینیِ گروگانگیر و موشک پران «حماس»
به انجام رساندند. چه باک که سدها هزار «عوام النّاس» بخت برگشته که سرپناهی نداشته
و هشت شان همیشه گروِ نُه شان است نیز به لقاء الله بپیوندند! اینگونه ما پرچم
ایستادگی (همانا «مقاومت» بزبان کژدم گزیده شان) را برافراشته نگاه می داریم؛ «وَ عَجِّل فرجهم»!
ب. الف. بزرگمهر ۱۱ فروردین ماه ۱۴۰۴
* «بوریس جانسون»
این هم نمونه ای از کُسخُل میرزای
ایرانی تبار! از گواهمندی اش کف می کنی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر