«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۳ اسفند ۱۷, جمعه

چشم براه عاغا هستیم تا کِی از خر لجبازی انشاء الله پیاده خواهند شد

اگر گفتگو هم نکنیم، آن ها ما را گفتگو می کنند

«ما که نگفتیم گفتگو نمی‌کنیم ... از ابتدا گفتیم که به دنبال دعوا کردن نیستیم ... و می‌خواهیم در صلح و آرامش با آنها زندگی کنیم».۱ اگر گفتگو هم نکنیم، آن ها ما را گفتگو می کنند.۲ به برادران روسی هم که نمی توان همیشه پشت داد تا آن ها از ما چون بچه های بی سرپرستِ بی پدر مادر پشتیبانی کنند. آمدیم و یکبار از این کار خودداری کردند؛ آنوخت چه؟! آیا نوبتی ما را گفتگو نخواهند نمود؟ مگر عاغای لجبازمان که خدا پشت و پناهش باشد، ناچار است تا پایان زندگی میمون و مبارک و البته قهرمانانه شان، هر دَم به «نرمش قهرمانانه» تن داده، قلوب مسلمین جهان را جریحه دار کنند؟ آیا گفتگو با همان یک نن بهتر نیست؟

از زبان «ملیجک چاچولباز نظام»:  ب. الف. بزرگمهر   ۱۷ اسپند ماه ۱۴۰۳

پی نوشت:

۱ ـ نباید از تحریم‌ها بترسیم، برخی آقایون می‌گویند که هیچ راهی نداریم بجز اینکه با اینها (آمریکایی‌ها) گفت‌وگو کنیم.

ـ ما که نگفتیم گفت‌وگو نمی‌کنیم ولی قرار نیست در مقابل قلدرها سرخم کنیم. قرار نیست با افرادی که زنان و کودکان را زیر بمباران‌های خود مدفون می‌کنند و دم از حقوق بشر می‌زنند، گفت‌وگو کنیمبگویند که شما نباید موشک و اسلحه داشته باشید که هر وقت دلشان خواست ما را بمباران کنند و نتوانیم از خودمان دفاع کنیم.

ـ از ابتدا گفتیم که به دنبال دعوا کردن نیستیم، کشورهای مسلمان منطقه برادران ما هستند و می‌خواهیم در صلح و آرامش با آنها زندگی کنیم.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   نهم اسپند ماه ۱۴۰۳

۲ ـ «گمان بد نبرید! این شیوه ی نگارش که در آن بجای ”مفعول باواسطه“ (به عنوان نمونه با پادرمیانی سلطان عّمّان!)، ”مفعول بی واسطه“ (آورد و بُردِ بی واسطه با  ”شیطان بزرگ“ و گاه گداری همدستانش!)، بکار رفته، در پارسی سده های میانی ایران کاربرد بسیاری داشته است! اکنون که مردم ایران را به همان سو می کشانند و می خواهند فرهنگ آن هنگام را با کمی عربی و انگلیسی بیش تر به خوردمان بدهند، زبان پارسی هم به عنوان بخشی از فرهنگ، خواه ناخواه، چنین سمت و سویی می یابد! شاید، کمی شتاب ورزیده ام؛ ولی خواستم یکی از پیشگامان حرکت فرهنگی تازه باشم و فرموده ی ”آقا“ را در این زمینه به اجرا درآورم!» برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «هم سیلی به گوش و بناگوش تان می نوازیم و هم شما را گفتگو می کنیم»، ب. الف. بزرگمهر    ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/04/blog-post_14.html



هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!