«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۴ فروردین ۱۴, پنجشنبه

ما هم بلدیم چجوری پاچه بگیریم

ما هم بلدیم چجوری پاچه بگیریم؛* دوست و دشمن هم سرمان نمی شود. دورترها تنها در «نازی آبادِ» تهران پاچه می گرفتیم؛ ولی کم کم پای مان به هر گوشه کناری باز شده و همچنان دوست و دشمن سرمان نمی شود.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ فروردین ماه ۱۴۰۴

* در پی یورش سگ به مردمِ روستاهای قز و بینق شهرستان سبزوار  ۹ تن از دِهوندان زخمی شده روانه ی بیمارستان شدند.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۴ (با ویرایش، پارسی و فشرده نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

هرچه می گوییم به دایره ی قرمز ما وارد نشوید ... ـ بازپخشش

هرچه می گوییم به دایره ی قرمز ما وارد نشوید، گوش شان بدهکار نیست! با بداخمی هم وارد می شوند!

ب. الف. بزرگمهر     هفتم بهمن ماه ۱۳۹۳ 


معاون وزیر امور خارجی ایران:
رژیم سیهونیستی وارد خط قرمزهای ایران شده است! «ایرنا»، هفتم دی ماه ۱۳۹۳




۱۴۰۴ فروردین ۱۳, چهارشنبه

باز هم توتی وار چیزی را غِرغِره کردی و بیرون دادی خاله خان باجی؟!

ببین چنین کاری۱ تا چه اندازه به رفتار و کردار پیامبر تازی می ماند که خود را از زبان خدا «واپسین پیامبر» («خاتم الانبیاء» بزبانی کژدم گزیده!) نامید۲ و آن را همه جا جار زد تا دیگر کسی سبک سری پیامبر شدن به سرش نزند و اگر زد، گردنش زده شود! آیا آینده را دیده بود؟ بگمانم از چنین هوش و گوشی برخوردار نبود و می پندارم در پیرامون خویش از کسانی چون یکی از آن ها که پس از نیرو گرفتن، وی را ناجوانمردانه «ابوجهل» نامید و آنگونه که نوشته اند نیمچه دانشمندی بود، بیم داشت.

اینکه کم تر رژیمی در تاریخ، پس از پیروزی و دستیابی به نیروی فرمانروایی، بی درنگ همه پرسی برگزار کرده و من حتا یکی از آن ها را سراغ ندارم، بخودی خود گویای آن است که نیازی به چنان کاری نبوده و نیست. یکبار دیگر پیش از غِرغِره کردن چیزی، کمی درنگ کن و بیندیش که جمهوری ریدمانِ فرآورده ی «همایش امپریالیستی گوادالوپ»۳ چرا به چنان کاری نیازمند بوده است. امپریالیست ها بر بنیاد آزمونی تاریخی، از نیرو گرفتن نیروهای چپ و بزبان خودشان در همان همایش: «سرخ ها» و دستیابی شان به فرمانروایی کشوری از دیدگاهِ جغرافیایی ـ سیاسی همچنان برجسته بیم داشتند؛۴ همان بیمی که امروز نیز دارند و تاکنون هرچه کوشیده اند، گزینه ای توده پسند بجای آن تراشیده و زیر پوست جنبش انقلابی توده های مردم ایران جاسازی کنند، تیرشان به سنگ خورده است. آن ها با آنکه سیاست های راهبردی بسیار باریکی برای پیشبرد بهره وری های چپاولگرانه ی خویش بکار گرفته و می گیرند، بنا بر کوته بینی سرشتی شان که توانایی دیدن چشم اندازی که در روند پویای خود، دیر یا زود به نابودی سامانه ی زمینگیر شده ی امپریالیستی خواهد انجامید، وگرنه همه ی جهان را به نابودی خواهد کشاند، چشم دیدنِ نیروی سترگ نهفته در «طبقه کارگر ایران» و سایر کشورهای جهان را نداشته و همه ی کوشش خود را بکار می گیرند تا از ساز و برگ یافتن این طبقه ی در بنیاد خود توانا به «سوسیالیسم دانشورانه» جلو گیرند.     

برپا، پایدار و پیروز باد پیشانی یگانه ی خلق های ایران برهبری طبقه کارگر!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۴

پی نوشت:

۱ ـ سخنگوی دولت به مناسبت ۱۲ فروردین در «ایکس» نوشت:

۱۲ فروردین، روز جمهوریت؛ در تاریخ انقلاب‌ها، کمتر حکومتی بلافاصله پس از پیروزی به آرای مردم مراجعه کرده است؛ اما جمهوری اسلامی تنها ۴۷ روز پس از انقلاب، رأی ملت را ملاک قرار داد. این روز، نماد اهمیت مردم در حکمرانی جمهوری اسلامی است؛ نمادی که همواره باید پاس داشته شود.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ۱۲ فروردین ماه ۱۴۰۴

۲ ـ چنانچه انگولک های بیشمارِ «عُمَر گُجسته» در آن کتاب آسمانی ـ ریسمانی را نادیده انگاریم که زنده یاد علی دشتی در کتاب «بیست و سه سال» به برخی از آن ها اشاره نموده و نمی دانیم آشِ «خاتم الانبیاء» خواندن آن پیامبر نادان نیز از دستپخت های این بُت پرستِ خشک مغز و ناجوانمرد پیشین است که پس از اسلام آوردن و دستیابی به جایگاه امامت نیز دستِکم به همان اندازه خشک مغز و ناجوانمرد برجای ماند یا نه؛ دستِکم من آن را نمی دانم. تا آنجا که می دانم، پس از «اسکندر گُجَسته» که ویرانی های بسیاری در ایران ببار آورد و بزرگ ترین دانشمندان آن دوران ایران و جهان را با خود برد، این بُت پرست ناجوانمرد که دل نیاکان ما از نابکاری های بیشمار وی در ایران خون بود، دومین جانوری است که ایرانیان چنین فرنام نکوهیده شده ای را برای وی بکار برده اند.  ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۴

۳ ـ «اینکه برخی به شیوه ی پامنقلی های دوران گذشته که هنگام تریاک کشی های شان گریزی نیز به "کربلا" زده، همه چیز و حتا هر جنبش توده ای را زیر سر انگلیس ها می دیدند، انقلاب شکوهمند تاریخی بهمن ۵۷ را پیامد ꞌهمایش گوادالوپꞌ کشورهای امپریالیستی و مانند آن ها می دانند، در خوش بینانه ترین حالت آن، نشانه ای از نادانی است. اینکه کشورهای امپریالیستی کوشیدند تا نخست، انقلاب را سرکوب نمایند و هنگامی که در برابر سیل بنیان کن آن ناتوان ماندند، همه ی توان خود را برای شاخه شاخه کردن و کاریزه (کانالیزه) کردن نیروی سهمگین آن بکار انداختند و با بهره برداری از ندانمکاری های انقلابیون با باورهای آسمانی و نیز زمینی و به یاری مزدوران به پوستین اسلام درآمده، سازمان های دوزخی چون ꞌحجتیهꞌ و ꞌفراماسونریꞌ و نیز همه ی نیروهایی که از ژرفش انقلاب به سود توده های مردم ایران تن و جان شان می لرزید، کار را به شکست آن انقلاب کشاندند ...»

برگرفته از نوشتار «نام رمزی امپریالیستی و بهانه ای برای سرکوب توده های مردم!»  ب. الف. بزرگمهر     ۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/04/blog-post_8.html

۴ ـ «همایش گوادالوپ» از چهاردهم تا هفدهم دی‌ ماه ۱۳۵۷ با همپایی سردمداران «یانکی» ها، انگلیس، فرانسه و آلمان باختری در «آبخست گوادالوپ» برگزار شد. برجسته ترین و شاید انگیزه ی بنیادین چنین نشستی، بررسی و هماهنگی با یکدیگر درباره ی آشوب های بپاخاسته و دامن گسترده در ایران سال های ۱۳۵۶ ـ ۵۷ بود. این نشست که «جیمز کالاهان»، نخست وزیر آن هنگام انگلیس در برآورد پایانی و برآیند آن نخشی نشانه گذار داشت به این برآیند انجامید که کوشش برای پایوری محمدرضا شاه و پشتیبانی بیش تر از وی، کاری بیهوده است و هر چه بگذرد، بیم نیرو گرفتن «سرخ ها» در ایران افزایش خواهد یافت. گفتگوهای در آغاز پنهانی و سپس آشکار فرستادگان باختر زمین از آن میان، مزدوری به نام «صادق قطب زاده» برای شمردن دندان های آخوند خمینی، زمینه سازیِ راهگشایی وی به فرانسه و آوازه گری های زیرکانه بسود وی برای یکسو نمودن جریان های گسیخته ی اسلام پناهان با آماج جلوگیری از چنان روندی با پیشینه ی تاریخی درخور، اینچنین آغاز شد و با خَریّت بیمانند چپ وامانده و سال ها جا خوش کرده ای در «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» آب رفته ای که بنا بر گواهی های نه چندان کم از توانایی بایسته برای بازشناخت روز و روزگار ایران آن هنگام برخوردار نبود، جریان کار با آسودگی باز هم بیش تری جلو رفت.

برگرفته از یادداشت «جمهوری خرموش های اسلام پیشه در نخش مزدور کارشکن امپریالیست ها»  ب. الف. بزرگمهر   دهم شهریور ماه ۱۴۰۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2023/09/blog-post.html

راستی! ما شیعیان چند امام داریم؟

از مشهدی پرسیدند كه امام خامنه ای شناسی؟

گفت:
شناسم.

گفتند:
چندم امام بود؟

گفت:
من امام ندانم. آنست كه همراه رفیق گرمابه و گلستانش، خمینی را زهر بخوراند و خود جانشین وی شد. راستی! ما شیعیان چند امام داریم؟

برداشتی دور و نزدیک از یکی از ریشخندهای زیبای جاودانه عُبید زاکانی:  ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۴  

***

... امیرالمؤمنین علی شناسی؟

از قزوینی پرسیدند كه امیرالمؤمنین علی شناسی؟

گفت:
شناسم.

گفتند:
چندم خلیفه بود؟

گفت:
من خلیفه ندانم. آنست كه حسین او را در دشت كربلا شهید كرده است.

جاودانه عُبید زاکانی

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/11/blog-post_4.html

 

پرچمی با کژدم ریده بر آن، برای ایران و ایرانی هیچ بالندگی بهمراه نداشته و نخواهد داشت

اگر به بلندایی از زمین تا ماه نیز باشد، دیدن پرچمی با کژدم ریده بر آن، برای ایران و ایرانی هیچ بالندگی بهمراه نخواهد داشت؛* توده های مردم ایران، سرانجام آن کژدم را زیر پا له خواهند نمود و به انگیزش و نشانه ی باستانی بودن سرزمین خود،** پرچم سه رنگ خود بی هیچ جَک و جانور درنده و گزنده و خزنده ای برخواهند افراشت که شایسته ی کشور خودشان باشد؛ پرچمی خورشیدنشان بسان پرچم کردستان بزرگ بی هیچ شیر و شمشیر ریشخندآمیز در کف آن.

این نکته را نیز باری دیگر بیفزایم که کاربرد «ایران اسلامی»، خوار شمردن و فروکاستنِ فرهنگ دیرینه و نشانه گذار ایران در جهان بیش نبوده و نیست:
تفی سر بالا که بر دستار و چهره ی پر ریش و پشم نرینه ها و چادر چاقچور و بقچه های مادینه های تان فرود آمده و تا هنگام سرنگونی تان باز هم فرود خواهد آمد!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۴

* بزرگترین پرچم ایران اسلامی در تهران به اهتزاز درآمد

ـ مدیرعامل منطقه گردشگری عباس‌آباد گفت: براساس توافقات صورت گرفته‌ با مجمع گردشگری سازمان ملل متحد امسال میزبان رویداد بین‌المللی مجمع گردشگری شهری خواهیم بود.

ـ بزرگداشت امروز بار دیگر تاکید بر این مهم دارد که نظام جمهوری اسلامی [ننگ ایران و ایرانی!] متعلق به همه ایرانیان است و امروز در این مراسم با شکوه پرچم ایران در ستونی به ارتفاع ۱۵۰ متر و در بلندترین نقطه منطقه عباس آباد به اهتزاز در می‌آید و ما بار دیگر با حس غرور به تماشای این اهتزاز خواهیم نشست.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۴ (بختی برای ویرایش این گزیده گزارش نداشتم.)

** تا آنچا که می دانم، ایرانیان باستان بگمان بسیار به شوند همریشگی تاریخی، آیینی و فرهنگی خود با هندوستان تا پیش از یورش تازیان که «نظام جمهوری اسلامی خرموش ها» از دیدگاه تاریخی، برجای مانده ای از آن بر این سرزمین کهن بیش نیست، از نخش کردن جانوران درنده و گوشتخوار بر پرچم های خود خودداری می ورزیدند.  ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۴

... امیرالمؤمنین علی شناسی؟ ـ بازپخشش

از قزوینی پرسیدند كه امیرالمؤمنین علی شناسی؟

گفت:
شناسم.

گفتند:
چندم خلیفه بود؟

گفت:
من خلیفه ندانم. آنست كه حسین او را در دشت كربلا شهید كرده است.

جاودانه عُبید زاکانی

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/11/blog-post_4.html


چه جایی بهتر از مژگتی دورافتاده و کدام پرده ای بهتر از پرده ی دودِ گفتگو با امام؟ ـ بازپخشش

به گزارش زیر اندکی باریک شوید! اینکه چرا چنین خبرهایی در کشورمان که هزار و یک درد بی درمان دارد به خبر دگردیسیده شده و به خورد مردم و از آن میان، نگارنده ی این یادداشت، داده می شود به یکسو و بامزگی آن، سوی دیگر. فشرده ی سخن آنکه به گفته ی نماینده ی پیشین «ولی سفیه» در «بنیاد شهید» از آن هنگام که این آقا سرپرستی مژگت جمکران را بر دوش گرفته تاکنون، «رهبر مُعَظّم انقلاب» که خدای ناکرده آن را با آخوند روح الله خمینی نباید یکی گرفت و آماج سخن، همین «چلاق علی +۹۵ میلیارد دلاری» کنونی است، بیش از سیزده بار، پنهانی به این مژگت گویا سپندینه آمده و با امام خود، نرد عشق باخته است یا آنگونه که وی باریک تر بر زبان رانده: «... عشقبازی کرده است».۱ به این ترتیب، روشن می شود که کار دیدارهای پنهانی در بیابان های پیرامون قم که پیش تر، یکی دو بار از سوی آن امام آدینه ی چابلوس و همیشه گریان: «صدیقی» بر زبان آمده بود، تنها دید و بازدیدهای یواشکی را دربرنمی گیرد؛ وگرنه، چرا یواشکی؟!

اینکه آیا چون آن امام هنوز نمی خواهد روی مبارک خویش را به مردم جهان بنمایاند و آدمیت را از گزند این همه ستم و ناجوانمردی «استکبار جهانی» برهاند یا به هر شَوَند دیگری، چنین ترفندی اندیشیده شده که بی هیچ پاسدار و جان نثاری، یکه و تنها برای دیدار این بگفته ی زبانزدی توده ای: «تخفه ی نطنز» از نهانگاه خود پا بیرون نهاده و بیم هزار گونه رخداد ناگوار را بجان بخرد، جُستار این یادداشت نیست؛ با این همه، یاد موردی دیگر از زبان همین «تحفه ی نطنز» افتادم که آخوندها را بسان زنبورهای عسل انگاشته بود!۲ جای شگفتی هم نیست؛ هنگامی که همیشه سر در کتاب داشته باشی ـ و در اینجا بویژه آماج سخن، گذشته ای دورتر است! ـ و هر از گاهی نیز به خوردن و ریسیدن و نیایش و انجام آن کار بس پسندیده سرگرم باشی، دیگر جایی برای بازشناخت اینکه به عنوان نمونه، چایی ات در قوری دَم می کشد یا کتری، نداری و بزبان ساده تر: جداگانگیِ کارکردِ میان آن دو را درنمی یابی؛ چه برسد به شناخت طبیعت و از آن میان، سرشت رسته ی خودت! وگرنه، آدمی که جویی عقل در سر دارد، آخوند را چون زنبور عسل نمی بیند. بر همین پایه با خود پنداشتم:
نکند این نماینده ی پیشین بنیاد یادشده و سرپرست کنونی آن مژگت نیز کسی دیگر را بجای آن امام نادیده گرفته باشد؟ سپس مرغ پندارم پرکشید و از بخت بد، روی کچلکی بیمار با نام بگمان بسیار ساختگی سعید طوسی گندم نژاد یا همانا «بچه باز بیت رهبری» فرود آمد۳ و با خود گفتم:
خودش است! اگر آن نماینده ی پیشین براستی کسی را سرگرم عشقبازی با «تحفه ی نطنز» دیده باشد، همین باید باشد. چه جایی بهتر از مژگتی دورافتاده در میان بیابان؟ و کدام پرده ای بهتر از پرده ی دودِ گفتگو (یا عشق بازی) با امام؟

ب. الف. بزرگمهر  سوم اسپند ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/02/blog-post_71.html

پی نوشت:

۱ ـ «تولیت مسجد جمکران از ”سیزده بار عشق‌بازی رهبری انقلاب“ در مسجد جمکران خبر داده است»، «خبرگزاری آمد»،  یکم اسپند ماه ۱۳۹۵

۲ ـ «... شاید آقا زنبورهای گاوی را بجای زنبورهای عسل اشتباه گرفته است؟!»، ب. الف. بزرگمهر،  ۲۵ آذر ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/12/blog-post_16.html

۳ ـ  «اینجانب سعید طوسی، بچه باز بیت رهبری ...»، ب. الف. بزرگمهر، ۱۳ آبان ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/11/blog-post_22.html

***

تولیت مسجد جمکران از «سیزده بار عشق‌بازی رهبری انقلاب» در مسجد جمکران خبر داده است.

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، «محمدحسن رحیمیان» نماینده سابق ولی‌فقیه در بنیاد شهید و تولیت فعلی مسجد جمکران اظهار کرد:
«در همین مدت که بنده در این مکان مقدس هستم، شاهد بوده‌ام که رهبر معظم انقلاب بیش از سیزده بار مخفیانه به این مسجد مقدس آمده و با امام خود عشق بازی کرده است.»

«محمدحسن رحیمیان» در حالی این سخنان را اظهار کرده که هیچ سند معتبری مبنی بر تقدس مسجد جامع جمکران در فقه شیعه وجود ندارد.

مسجد جمکران، در ۶ کیلومتری شهر قم به طرف جادهٔ کاشان در نزدیکی روستای جمکران واقع شده و ساخت این بنا به نقل عالم معاصر «محدث نوری» به فردی به نام «شیخ حسن بن مثله جمکرانی» نسبت داده شده است. «مثله جمکرانی» گفته که در بیداری با امام دوازدهم شیعیان، حضرت مهدی (عج) دیدار کرده و حضرت دستور ساخت این مسجد را به وی داده است.

بسیاری از علما، مسجد جمکران را «پایگاه خرافه جمهوری اسلامی» می‌دانند، به طوری‌که بر اساس اظهارات نزدیکان به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، در زمان رهبری امام خمینی (ره) این مسجد رونقی نداشت و تنها در زمان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای است که سالانه بودجه‌های چند میلیاردی متغیری از نهادهای مختلف فرهنگی، برای توسعه بنای این مسجد و اداره‌ی آن از بودجه عمومی کشور پرداخت شده است. علاوه بر این‌که این مسجد درآمد هنگفت سالیانه از محل دریافت نذورات مردمی و مبالغ مالی به خود اختصاص داده است.

اگر دوران پس از انقلاب مردم ایران را به دو دوره «جمهوری اسلامی اول» یعنی دوران امام خمینی و «جمهوری اسلامی دوم» یعنی دوران آیت‌الله خامنه‌ای تقسیم کنیم، بی‌شک مقوله «جمکران» نماد خرافه‌پرستی در جمهوری اسلامی دوم است.

حجت‌الاسلام حسین ابراهیمی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در سال ۱۳۹۰ با بیان این‌که مسجد جمکران نیازمند یک ردیف بودجه مجزا و مخصوص به خود در لایحه بودجه سالانه دولت می‌باشد، ابراز داشت: لازم است به جای در نظر گرفتن یک ردیف بودجه متغیر در لایحه بودجه دولت، با برنامه‌ریزی مناسب و با در نظر داشتن ضرورت‌های فرهنگی، بودجه منسجم و مستمری را برای این مسجد اختصاص داد.

«خبرگزاری آمد»،  یکم اسپند ماه ۱۳۹۵

بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.   ب. الف. بزرگمهر

۱۴۰۴ فروردین ۱۲, سه‌شنبه

در ولایت خرموش زده به این می گویند دستاورد! شاخ و دُم هم ندارد

در ولایت خرموش زده به این می گویند دستاورد!* شاخ و دُم هم ندارد. یک تُکِ پا می روی «ینگه دنیا» یا جایی چون دُبِی در همین دور و بر؛ خریدی می کنی و گپ و گشتی؛ و با دستاوردی بزرگ برمی گردی. هم فال، هم تماشا!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۲ فروردین ماه ۱۴۰۴

* توسعه سامانه هشدار سیل و خرید تجهیزات راداری؛ ۲ دستاورد سازمان هواشناسی در سال ۱۴۰۳

ـ رئیس سازمان هواشناسی کشور، توسعه سامانه هشدار سیلاب و خرید تجهیزات رادارهای هواشناسی را ۲ دستاورد اصلی این سازمان در سال ۱۴۰۳ برشمرد.

ـ تحقق این مهم کمک بسیار خوبی به کارشناسان پیش بین سازمان هواشناسی به‌منظور صدور هشدارهای سیلاب در سرتاسر کشور خواهد داشت.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ۱۲ فروردین ماه ۱۴۰۴(بختی برای ویرایش این گزیده گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر)

شاهنامه خواندی یا هنوز هم «نهج الملاقه» هم می زنی؟

مهترانِ جمهور ایران و تاجیکستان در گفت‌وگوی راه دور جشن میمون و مبارکِ «فِطر» و خجسته نوروز باستاتی را با چشمی خندان و چشم دیگری گریان به یکدیگر و مردم دو کشور شادباش گفتند.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»  ۱۲ فروردین ماه ۱۴۰۴ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

* بنگرید به یادداشتِ «کاش به این چاچولباز نادان هم یک شاهنامه می دادی ...»  ب. الف. بزرگمهر    هشتم بهمن ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/01/blog-post_36.html

باید خودمان را هم تمام و کمال به «بخش خصوصی» بفروشیم

این سزاواری (اُلَویَّت)* به اندازه ای برجسته است که با خود گفتیم: شتر سواری دولا دولا نمی شود؛ باید خودمان را هم تمام و کمال به «بخش خصوصی» بفروشیم تا گرهِ چالش «خصوصی» یا «خصولتی» و اینا یکبار برای همیشه گشوده شده به گفتگو و ستیزه های فراوان پیرامون آن پایان دهد. با رهبر اَنقُلاب اسلامی، «حضرت مُدَّ ظِلُّه العالی: امام خامنه ای» هنوز در این باره گفتگو نکرده ایم؛ ولی بگمان ما این کار را پسندیده، مانند «برجام» و دیگر امور خیر که همواره گوی سبقت از دیگران را می ربایند، خودشان پیشگامِ انجام آن شوند؛ کاری خداپسندانه بویژه برای «شخص اَوَّل ولایت» که زمان پر کشیدن به «جهانِ بَغی» انشاء الله خصوصی بی هیچ سر خرِ خبرچینِ دشمن، بدرگاه خداوند رحمان و رحیم مُشَرَّف شده به چانه زنی و تعامل با ایشان بپردازند. بدین سان، اسرار الهی نیز بگوش شیطان رجیم و نوچه هایش نرسیده و استغفرلله آبروریزی در کار نخواهد بود.

دنباله ی سخنان حکیمانه ی «پهلوان بی بخار یزدی»: ب. الف. بزرگمهر   ۱۲ فروردین ماه ۱۴۰۴ 

***

* عارف: اولویت مهم دولت حمایت از بخش خصوصی است

نخست دستیارِ مِهتِر جمهور [همانا کارپرداز خیمه و خرگاه نظام سگ مذهب اسلام پیشگان] گفت:
«رفع موانع اداری برای سرمایه گذاری بخش خصوصی در کشور و حمایت از فعالان اقتصادی یکی از راهبردهای مهم دولت چهاردهم برای توسعه ایران اسلامی است.»

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ۱۲ فروردین ماه ۱۴۰۴ (با اندک ویرایش درخورِ نخستین گزاره از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!